|
خبری ـ تحلیلی
|

عید قربان
عشق تشنه می شود، خون بایدش داد.
سرد می شود، آتش بایدش زد.
گرسنه می شود، قربانی بایدش کرد.
عشق با قربانی، با خون، نیرو می گیرد، زلال می شود،
رشد می کند، پاک و بی لک می شود، گرم و نورانی می شود،
از هرچه جز خود زدوده می گردد.
مجرد، بی غشی، صافی، ناب!
و اکنون عید قربان است آی! راست می گویم...
این کلمات چه می فهمند؟!
((دکتر علی شریعتی))

يكسال گذشت
یادداشت زیر را در وبلاگ خوش خبر دیدم و بنظرم جالب آمد و حیفم آمد مخاطبین عزیز را بی نصیب بگذارم . فقط آرزو می کنم روزی برسد که آنانی که ادعا می کنند در جهت آگاهی مردم تلاش می کنند خودشان را در خصوص قیاس بین گفتار و رفتارشان محکی بزنند هر جند در خلوتی خود خواسته !!!
با هم مطلب آقای صفری را می خوانیم :
24 آذر سال گذشته يادآور جمعه اي برفي است كه در آن روز همه شور انتخابات شوراها را داشتند . كانديداها كه يك هفته تمام كه نه چندين ماه انرژي صرف كرده بودند و فردايش مي خواستند نتيجه از اين محله به آن محله رفتن ، از اين خانه به آن خانه سرزدن ، در مقابل اين و آن خم شدن ، اظهار ارادت هاي بي روح و مزورانه و خلاصه كفش پاره كردن هاي خود را ببينند . طرفداران كانديداها كه بعضيشان تعصبش در اين مورد شايد بيشتر از تعصب نسبت به ناموس و دين و اعتقاد و عزت نفسش بود و مردم كه چه گويم ، عده اي نتيجه را از قبل مي دانستند ، مي دانستند كه نهايتا پول و دروغ و ريا بر كرسي خواهد نشست و در عجبند از مردمي كه اين چنين بي خيال آينده شهرشانند و بي تفاوت تماشاگر روزهاي تكراري انتخاباتند و براي همين بغض دارند و در دل به اين وضعيت ، اشك تاسف مي ريزند . و فرداي چنين روزي خيلي ها دست تاسف و ندامت بر هم مي كوبيدند كه باز هم اشتباه شد و آنهايي بيشتر اين كار مي كردند كه خودشان ديروز در آتش اين اشتباه معركه گرداني مي كردند . درست مثل آدمهايي كه بدكاره اي را رسوا مي كنند و همه چيز پشت سرش مي گويند در حالي كه خودشان در خفا صدها بار آن كار را كرده اند . اكنون درست يكسال از آن روز مي گذرد و هيچ كس را حال و حوصله آن نيست كه از اين منتخبان بپرسد " در اين نه ماهي كه گذشته است چه كرده ايد ؟ چرا عملكرد شش ماهه خود را ارايه نكرديد ؟ كدام پيشنهادات پايه را براي توسعه و آباداني شهر ارايه نموديد ؟ چه پروژه هايي را آغاز نموديد ؟ جلسات هم انديشي تان به كجا رسيده است ؟ شما كه قبل از انتخابات همه دردها و مشكلات اين مردم بيچاره را بازگو مي كرديد ؟ حال چه شده است كه مي خواهيد از مشكلات آنها آگاه شويد ؟ كدام يك از آن مشكلات را حل كرديد كه اكنون جلسات هم انديشي برگزار مي كنيد ؟ مگر نمي دانيد درد اين مردم چيست ؟ حتما در اين جلسات محلات را هم مي گرديد ! چطور است ؟ آيا برگه هاي افتخار را در پرونده خود بايگاني مي كنيد ؟ يا عرق شرم بر پيشانيتان مي نشيند ؟
بيست و چهاري ديگر در راه است . درست سه ماه ديگر در چنين روزي باز در پاي صندق هاي راي حاضر خواهيم شد و اين بار يك نفر را راهي بهارستان خواهيم نمود . هنوز فرصت هست كه بيانديشيم . نكند باز آه تاسف از نهادمان برخيزد

خاتمي به آذربایجانشرقی می آید
سيد محمد خاتمي رئيس جمهور پيشين كشورمان اواخر آذرماه به تبريز مركز استان آذربايجان شرقي خواهد آمد.
یک منبع آگاه از قطعي شدن سفر دو روزه خاتمي به تبريز در اواخر آذرماه خبر داد.
گفته ميشود سفرهاي استاني خاتمي براي آمادگي و انسجام بخشي به فعاليت اصلاح طلبان در سراسر كشور جهت شركت در انتخابات 24 اسفند مجلس هشتم میباشد .

یک نمونه بسیار جالب از تفکر عملکردی!
عملکرد:
روزي ، روزگاري پادشاهي 4 همسر داشت .
او عاشق و شيفته همسر چهارمش بود . با دقت و ظرافت خاصي با او رفتار ميکرد و او را با جامههاي گران قيمت و فاخر ميآراست و به او از بهترينها هديه ميکرد.
همسر سومش را نيز بسيار دوست ميداشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسايه فخر فروشي ميکرد. اما هميشه ميترسيد که مبادا او را ترک کند و نزد ديگري رود.
همسر دومش زني قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه که اين پادشاه با مشکلي مواجه ميشد، فقط به او اعتماد ميکرد و او نيز همسرش را در اين مورد کمک ميکرد.
همسر اول پادشاه، شريکي وفادار و صادق بود که سهم بزرگي در حفظ و نگهداري ثروت و حکومت همسرش داشت. او پادشاه را از صميم قلب دوست ميداشت، اما پادشاه به ندرت متوجه اين موضوع ميشد.
روزي پادشاه احساس بيماري کرد و خيلي زود دريافت که فرصت زيادي ندارد. او به زندگي پر تجملش مي انديشيد و در عجب بود و با خود ميگفت "من 4 همسر دارم ، اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها ماندهام."
بنابراين به همسر چهارمش رجوع کرد و به او گفت" من از همه بيشتر عاشق تو بودهام. تو را صاحب لباسهاي فاخر کردهام و بيشترين توجه من نسبت به تو بوده است. اکنون من در حال مرگ هستم، آيا با من همراه ميشوي؟" او جواب داد "به هيچ وجه!" و در حالي که چيز ديگري ميگفت از کنار او گذشت. جوابش همچون کاردي در قلب پادشاه فرو رفت.
پادشاه غمگين، از همسر سوم سئوال کرد و به او گفت "در تمام طول زندگي به تو عشق ورزيدهام، اما حالا در حال مرگ هستم. آيا تو با من همراه ميشوي؟" او جواب داد "نه، زندگي خيلي خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم کرد." قلب پادشاه فرو ريخت و بدنش سرد شد.
بعد به سوي همسر دومش رفت و گفت "من هميشه براي کمک نزد تو مي آمدم و تو هميشه کنارم بودي. اکنون در حال مرگ هستم. آيا تو همراه من ميآيي؟ او گفت "متأ سفم ، در اين مورد نميتوانم کمکي به تو بکنم، حداکثر کاري که بتوانم انجام دهم اين است که تا سر مزار همراهت بيايم". جواب او همچون گلولهاي از آتش پادشاه را ويران کرد.
ناگهان صدايي او را خواند، "من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقي نميکند به کجا روي، با تو ميآيم." پادشاه نگاهي انداخت، همسر اولش بود ! او به علت عدم توجه پادشاه و سوء تغذيه، بسيار نحيف شده بود. پادشاه با اندوهي فراوان گفت: اي کاش زماني که فرصت بود به تو بيشتر توجه ميکردم .
در حقيقت، همه ما در زندگي كاري خويش 4 همسر داريم.
همسر چهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به اينکه تا چه حد برايش زمان و امکانات صرف کردهايم و به او پرداختهايم، هنگام ترك سازمان و يا محل خدمت، ما را تنها ميگذارد.
همسر سوم ما، موقعيت ما است که بعد از ما به ديگران انتقال مي يابد.
همسر دوم ما، همكاران هستند. فرقي نميکند چقدر با هم بوده ايم، بيشترين کاري که ميتوانند انجام دهند اين است که ما را تا محل بعدي همراهي کنند.
همسر اول ما عملكرد ما است . اغلب به دنبال ثروت ، قدرت و خوشي از آن غفلت مينماييم. در صورتيکه تنها کسي است که همه جا همراهمان است.
همين حالا احيائش کنيد، بهبود سازيد و مراقبتش كنيد.
.
.
.
.
.
بهتر است کمی راجع به اطرافمان بلند نظرانه تر بیاندیشیم.

به بهانه تولد حقایق
مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم
به بهانه تولد حقایق
غم انگیزی که درد را به درد می آورد
و آتش را می سوزاند
سکوت می کنم تا به خاک سپردن آخرین خاکسترهای
آرزوی برباد رفته ام آبرومندانه باشد،
گریه می کنم با شکوه ،
مثل اقیانوس ،
بلند مثل کوه ،
او نمی شنود و نمی داند که ماه ،
خوشبختی مشترک همه بی ستاره هاست
آموخته ام که...
ظرف یک گدای زندگی...وقت است.
آموخته ام که...
دیگران استفاده ی مناسبم از فرصت را ...شانس می نامند.
آموخته ام که...
احساس بی نیازی از پیشرفت..مهیا کردن تابوت جوانی است.
آموخته ام که...
عقل آخرین عضوی است که از رشد باز می ماند.
آموخته ام که ...
بیکار بودن بهتر از بیکار نشستن است.
آموخته ام که...
ارزش یک کار به آخر آن است.
آموخته ام که ...
شناخته شدن..اولین سرمایه ی یک شخص بلند همت است.
آموخته ام که...
ارزش یک شخص به میزان ارزشی است که به خود میدهد.
آموخته ام که...
راز موفقیت و هر سعادتی فکر سالم است.
آموخته ام که...
سکوت تنها درسیه که ما نمی تونیم یاد بگیریم .
آموخته ام که...
به خودم احترام بذارم .
آموخته ام که...
این ترس از مشکلات است که انسان را می کشد نه خود آن .
آموخته ام که...
حفظ کردن دشوار تر از پیدا کردنه .
آموخته ام که...
آزاد باشم .
آموخته ام که...
نگذارم عصبانیت بر من چیره شود .
آموخته ام که...
نمی توان یک باره همه چیز را تغییر داد .
آموخته ام که...
خونسرد باقی بمانم .
آموخته ام که...
یک طرفه به قاضی نروم .
آموخته ام که...
آرامش یه نعمت خیلی بزرگه اگر قدر اون را بدونیم .
آموخته ام که...
بهترین کلاس درس دنیا زیر پای پیر ترین فرد دنیا است .
آموخته ام که...
پول شخصیت نمیاره .
آموخته ام که...
همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک نیستم دعا کنم .
آموخته ام که...
مهربان بودن خیلی مهمتر از درست بودنه .
آموخته ام که...
گاهی تمام چیز هایی که یک شخص می خواهد فقط در دستی است برای گرفتن دست او و قلبی واسه فهمیدنش .
آموخته ام که...
خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید پس چه چیز باعث شد که من به این بیندیشم که می تونم همه چیز را دریک روز به دست بیارم."
.jpg)
بی تو مهتاب ....
بي تو ، مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم !
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آيد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد : تو بمن گفتي :
ازين عشق حذر كن !
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينة عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ، كه دلت با دگران است
تا فراموش كني ، چندي ازين شهر سفر كن !
با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پيش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پَر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدي ، من نه رميدم ، نه گسستم
باز گفتم كه : تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب نالة تلخي زد و بگريخت !
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم ، نرميدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم !
بي تو ، اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم !!!
فريدون مشيري
قابل توجه آقایون شهردار
"من نميدانم" و "من نميتوانم"
ممنوع !!!
شهردار يك شهر نفتخيز سيبري به كاركنان خود دستور داده است كه استفاده از جملاتي مثل "من نميدانم" و "من نميتوانم" را متوقف كنند و در غير اين صورت، به دنبال كار ديگري باشند.
سخنگوي شهردار گفت كه" الكساندر كوزمين" شهردار 33 ساله "Megion "، استفاده از اين جملات و 25 جمله ديگر را ممنوع اعلام كرده است. زيرا به نظر ميرسد اين كار راه موثري براي كارآمدي بيشتر كاركنان بخشهاي مختلف شهرداري باشد.
وي همچنبن افزود: اين يك پيشنهاد و ارائه طريق است به كاركنان كه دقت كنند قبل از اينكه چيزي بگويند قدري هم فكر كنند. گفتن "من نميدانم" دقيقا به اين مفهوم است كه به درماندگي اين مجموعه براي حل مشكلات مردم اعتراف كنيم.
تابلويي از ليست عبارتهاي قدغن شده نيز براي تقويت اين دستورالعمل شهردار، روي ديوار ساختمان شهرداري به مدت دو هفته نصب شده است.
جملههاي "اين كار به من مربوط نيست"، "اين كار غيرممكن است"، "من درحال خوردن ناهار هستم"، "پول نداريم" و "من نبودم يا مريض و يا در تعطيلات بودم" از جمله عبارتهاي قدغن شده هستند.
كوزمين، شهرداري كه يك سال ونيم قبل انتخاب شده است با اين كار خود ميخواهد شهري با 45 هزار جمعيت را تكان دهد و موجي نو د ربسامان كردن كارها در شهرداري ايجاد كند.
منطقهاي كه اين شهر در آن قرار دارد در 1500 مايلي شمال غربي مسكو واقع شده است كه نسبت به ساير بخشهاي الحاقي روسيه، نفت بيشتري توليد ميكند.
اين منطقه همان گونه كه قيمتهاي نفت جهاني به شدت در سالهاي اخير رشد داشته، پيشرفت كرده است و جمعيت آن در مقايسه با بقيه كشور، معادل هفت درصد در سال رو به افزايش است.
اما ساختمانسازي به همان سرعت، پيشرفت نداشته است به گونهاي كه نبود خانه كافي يكي از مشكلات جدي اين شهر محسوب ميشود.
كوزمين كه مهندس نفت است و رشته مديريت بازرگاني را در كانادا گذرانده است، ميگويد: ما مسئولين شهر براي اين، اينجا(در شهرداري) هستيم كه بتوانيم امكانات يك زندگي راحت و مناسب را براي مردم فراهم سازيم.
كاركنان شهرداري بايد در جستجوي روشهايي براي حل مشكلات مردم باشند، نه اينكه در جهت مخالف آن اقدام كنند.
او معتقد است كساني كه اين اصل را نقض ميكنند در واقع به لحظه وداع و اجبار به ترك اين مجموعه نزديك ميشوند. زيرا ارائه اطلاعات ناقص ، اشتباه و دست دوم و كهنه شده به عنوان تلاشي براي تضعيف كار شهردار محسوب ميشود.
"آنا بوروويكووا" رئيس كاركنان شهرداري نيز ميگويد: اين رويكرد جديد باعث رشد نظم در مجموعه شده است. اگرچه قبلا گفتن "من نميدانم" خيلي آسان بود اما حالا قبل از ارائه گزارش مشكلات به شهردار، ما در مورد اينكه اين مشكلات چگونه قابل حل هستند، طرحهاي متعددي را تهيه و پيشنهاد ميكنيم.
البته در در ابتدا براي كاركنان شهرداري بخاطر داشتن اينكه نبايد از عبارات ممنوع شده استفاده كنند كار دشواري بود و آنها گاهي دچار اشتباه ميشدند. اما در حال حاضر ،اين موارد كمتر ديده ميشود و روند خوبي در اين زمينه طي شده است.

تاریخچه شهرنشینی و شهرسازی
1- كوچ نشيني بر مبناي صيد و شكار
2- كوچ نشيني بر مبناي زندگي شباني
3- كوچ نشيني بر مبناي ييلاق و قشلاق
4- كوچ نشيني بر مبناي كشاورزي ابتدائي
5- يكجانشيني بر مبناي كشاورزي و به گزيني مواد كشاورزي
شهر چيست ؟
شهر مجموعهاي از تركيب عوامل طبيعي، اجتماعي و محيط هاي ساخته شده توسط انسان است كه در آن جمعيت ساكن متمركز شده است. جمعيت در اين مجموعه به طور منظمي درآمده و آداب و رسومي را براي خود ابداع كرده است.
تعاريف مختلف شهري :1- تعريف عددي2- تعريف تاريخي3- تعريف حقوقي
1- تعريف عددي :
مركزي از اجتماع نفوس كه در نقطهاي گرد آمده و تراكم و انبوهي جمعيت در آن از حد معيني پايين تر نباشد. بر اين اساس در بيشتر ممالك حد جمعيت شهر 2500 نفر است.
2- تعريف تاريخي :
برخي از علما معتقدند ، كه مراكزي كه از قديم نام شهر به آن اطلاق شده است، به عنوان شهر شناخته مي شوند.
3- تعريف حقوق :
در دورههاي گذشته، شهرها داراي امتيازاتي بودند، كه در روستاها نبود. مانند حق داشتن بازار و خدمات نظامي .
عوامل پيدايش شهرها
1- مازاد توليد محصولات كشاورزي
2- توسعه شبكه راهها و تمايل بشر به ايجاد يك زندگي دسته جمعي
3- توسعه مبادلات كالا و پيشرفت هاي تاريخي
4- عوامل طبيعي مانند وجود آب، مساعدت زمين و خاك
عوامل گسترش شهرها :
1- تحول در حمل و نقل و سرعت مبادلات .
2- پيدايش تخصص و تقسيم كار
3- ازدياد جمعيت
4- توسعه مهاجرت ها
5- تمركز صنعت و مهاجرت
6- توسعه مراودات اقصادي
7- بالا رفتن سطح درآمد
8- تنوع در مشاغل
9- پيدايش و گسترش وسايل ارتباط جمعي
شهرسازي چيست ؟
مجموعه روشها و تدابيري كه متخصصين امور شهري بوسيله آن شهرها را بهتر مي سازند به شهرسازي يا علم تنيسق شهرها شهرت دارد.
از ديدگاه ديگر ، شهرسازي عبارتست از مطالعه، طرح ريزي و توسعه شهرها با در نظر گرفتن احتياجات اجتماعي و اقتصادي .
تاريخچه و خاستگاه شهرسازي :
1- لوكوربوزيه معتقد است : « آغاز شهرسازي معاصر به پايان قرن هفدهم، زيالي لوئي چهاردهم است و او را نخستين شهرساز دنياي غرب بعد از تمدن روم مي داند »
2- زيگفريد معتقد است : «آغاز شهرسازي معاصر به سالهاي آخرين قرن شانزدهم بر ميگردد. يعني – دوره پاپي سيكستوس پنجم – كه وي را اولين شهرساز مدرن مي داند.
3- زيرلو معتقد است : «نظام جديد خانهسازي در حومهها كه امكان جرايي يك نفر از همسايهاش را ميسر مي سازد، ترجمان تجملي خانههاي بشر اوليه است.
در ادامه ی همین تحقیق در قسمت «تحولات شهرسازی» به صورت مفصل وجامع تری به این موضوع خواهیم پرداخت .
وظايف شهرسازي :
1- طرح و تنظيم نقشههاي جديد
2- توزيع صحيح تأسيسات شهري و برنامهريزي جهت حمل و نقل شهري
3- بسط روابط اجتماعي و اقتصادي
4- ايجاد محيطهاي راحت و سالم
5- كاستن از اثرات سوء زندگي شهري
شهر ساز كيست ؟
در حقيقت شهرسازي يا طرح و برنامهريزي شهري عبارت از دو پديده محيط و انسان هستند، كه در كنار هم جوامع زيستي را به وجود آورده اند.
شهرساز به ايجاد رابطهاي منطقي بين انسان و محيط زيست مبادرت مي كند.
امروزه متخصصين شهرسازي در زمينه مسائل شهرسازي، در دو رشته اصلي برنامهريزي شهري (Urban planning) و طرح ريزي شهر (Urban Design) ايفاي نقش ميپردازند.

نامه اکبر اعلمی
اکبر اعلمی نماینده تبریز با انتشار نامه ای نسبت به نوشته های برخی مطبوعات واکنش نشان داد.وی در این نامه آورده است:"نظر به اينكه انعكاس سخنان اينجانب بهصورت ناقص و گزينشي توسط برخی از دین به دنیافروشان، باعث ايجاد سوءتفاهماتي شده، برخود لازم می بینم که توضيحات ذیل را به محضر امت شهیدپرور ایران ارائه کنم تا هم حقیقت مطلب و هم میزان تدین، شرف و اصولگرایی برخی از مدعیان آشکار شود."متن کامل نامه اعلمی بدین شرح است:
و لا تقف ما ليس لك به علم"قرآن كريم"
يقيناً پايبندي به مفاد سوگندنامهاي كه به شرح مذكور در اصل 67 قانون اساسي در مراسم تحليف ايراد كردهام و نيز عدم خيانت به اعتماد ملت و پيگيري مطالبات آنها و همچنين شريك بودن در غمها و شاديهاي آنان، بدون هزينه نيست و در اين مسير اگر لازم باشد چه بسا تاوانهای سنگينی را بايد پرداخت.
بههمين سبب از مدتها قبل، برخی از اشخاص حقيقي و حقوقي كه منش و روش اين حقير را در تعارض با منافع نامشروع خود ميبينند، به شيوههاي گوناگون و غيراخلاقي و ناجوانمردانهترين روشها، بنده را آماج انواع اتهامات و اهانتها قرار داده و آنچه را که زیبنده خودشان میباشد به اینجانب نسبت دادهاند، لیکن تا آنجا که میسر بوده است، خار در چشم و استخوان در گلو صبوری ورزیدهام و به مصداق آيهي شريفه «اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً»، تنها به گفتن سلام بسنده كرده و کوشیدهام که به توصیهی قرآن کریم، کریمانه از کنار لغویات آنان بگذرم.
اما هرگز نميپنداشتم كه مشتي رجاله و دين به دنيافروش رياكار در رسانههايي كه كوس «انا الحق» سر دادهاند و بر طبل اصولگرايي ميكوبند، در غیاب اینجانب با اطلاع از عدم دسترسی ام به رسانه ها و خزعبلات طرح شده ، فرصت را مغتنم شمرده و سوار بر مركب عوامفريبي شوند و با استفادهي ابزاري از مقدسات ، شرافت ، وجدان و دين نداشتهي خود را به ثمن بخس به حراج گذاشته و براي خوشرقصي كساني كه ميخواهند چند صباحي بيشتر در قدرت بمانند، وقاحت، رذالت، خباثت و دنائت را به آنجا برسانند كه در پناه مقدسات و با دستاويز قرار دادن يك عبارت ابتر ، منقطع و گزينش شده از سخنراني و پرسش و پاسخی 3 ساعته كه صدر و ذيل آن را حذف کردهاند و بيان آن به این صورت و بدون توضيحات ارائه شده، شاید آن را در ذهن و قلب برخی از ساده دلان مقلوب جلوه دهد، عنان از كف داده و سرمست و شادمان از اينكه بهانهاي براي رسيدن به مقاصد شومشان بهدست آمده است، در مقام تحريك احساسات پاك مردم متدین و تخريب بنده برآمده و در راستای نیل به اهداف حقیر خویش به نام نامی سالار شهيدان آویزان شده و به كام خود، انواع ليچار را كه در خور شخصيت ناچيز خودشان ميباشد نثار سربازی از سربازان ولایت اهل بیت عصمت و طهارت میکنند كه بزرگترين آرزويش، پيروي از آموزگار بزرگ شهادت امام حسین(ع) و قربانی شدن در راه اوست و تنها افتخارش اين است كه در طول زندگي خود تلاش كرده و ميكند تا با درس آزادگي گرفتن از امام شهيدان در مسيري گام بردارد كه آن بزرگوار در پيش روي آزادگان جهان قرار دادهاند.
گرچه یقین دارم که هتاکی های انجام شده علیه بنده از حب علی نبوده بلکه صرفا از بغض معاویه و ناراحتی نسبت به بخش دیگری از سخنانم در مورد عملکرد دولت بوده است ، اما نظر به اينكه انعكاس سخنان اينجانب بهصورت ناقص و گزينشي توسط برخی از دین به دنیافروشان، باعث ايجاد سوءتفاهماتي شده، برخود لازم می بینم که توضيحات ذیل را به محضر امت شهیدپرور ایران ارائه کنم تا هم حقیقت مطلب و هم میزان تدین، شرف و اصولگرایی برخی از مدعیان آشکار شود. البته علاقهمندان را به مطالعه كامل سخنراني خود (بدون توضيحات ارائه شده در پاسخ به پرسشها) در خبرگزاري انتخاب و سايت های نوانديش و تابناک دعوت ميکنم.
1. فرض بر این است که طبق قانون انتخابات، نمايندگاني كه به مجلس راه مييابند، معتقد و ملتزم به اسلام و قانون اساسي هستند.
2. مطابق با اصل 4 قانون اساسي «كليهي قوانين و مقرارت بايد بر اساس موازين اسلامي باشند و اين اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسي حاكم است».
3. طبق اصل 67 قانون اساسي، منتخبان مردم در بدو ورود به مجلس و در مراسم تحليف در برابر قرآن کریم به شرح زير سوگند ياد ميكند: «من در برابر قرآن مجيد به خداي قادر متعال سوگند ياد ميكنم و با تکیه بر شرف انساني خويش تعهد مينمايم كه پاسدار اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي ملت ايران و مباني جمهوري اسلامي باشم، وديعهاي را كه ملت به ما سپرده به عنوان اميني عادل پاسداري كنم و در انجام وكالت، امانت و تقوا را رعايت نمايم و همواره به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پايبند باشم. از قانون اساسي دفاع كنم و در گفتهها و نوشتهها و اظهارنظرها استقلال كشور و آزادي مردم و تأمين مصالح آنها را مدنظر داشته باشم».
از آنجا كه بر اساس مسألهي اول رسالههاي عمليه، مسلمان بايد به اصول دين يقين داشته باشد و در احكام دين یا بايد مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روي دليل بهدست آورد، يا از راه احتياط طوري به وظيفه خود عمل نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است و يا از مجتهد تقليد كند، و نيز با عنايت بهاينكه طبق اصل 85 سمت نمايندگي قائم به شخص است و قابل واگذاري به ديگري نيست، به اعتقاد حقیر، لازمهي عمل به مفاد سوگندنامه مندرج در اصل 67 قانون اساسي، اين است كه نمايندگان مجلس در هر شرايطي بايد بر اساس استنباط و برداشت خود و مطابق با معيارهاي مذكور در اصل ياد شده (قرآن ، سنت ، عقل ، شرف انساني ، مباني جمهوري اسلامي ، دستاوردهاي انقلاب ، حقوق و آزادي ملت ، تقوا و امانت) عمل نمايند، لذا ايفاي وظايف نمايندگي در مجلس بر اساس تقليد جايز نيست، در غير اينصورت مجلس شورا موضوعيت شكلگيري و شورايي بودن خود را از دست خواهد داد.
اصل 86 قانون اساسي هم با بيان اينكه نمايندگان مجلس در مقام ايفاي وظايف نمايندگي در اظهارنظر و رأي خود كاملاً آزادند، نسبت به درستي اين برداشت مهر تأييد زده است. در واقع دایره تقلید، بر اساس تفکراسلامی منحصر در احکام شرعی فرعی است و هر کس ادعایی جز این داشته باشد، بویی از فقه اسلامی نبرده است.
4. اگر بپذيريم كه انتقاد به مفهوم جدا كردن سره از ناسره ميباشد، در اينصورت آن را بايد يك ارزش و همان طوری که امام راحل فرمود، انتقاد و حتی تخطئه را یک «هدیه الهی» تلقي كرد. واضعان قانون اساسي نیز به تأسي از شارع مقدس اسلام، این حقیقت ارزشمند را با عنوان«امر به معروف و نهي از منكر» از فروعات مسلم دين معرفي و در اصل هشتم «وظيفهاي همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم» عنوان کردهاند. ارزش و جايگاه انتقاد از قدرت و حاكم اسلامي تا آنجاست كه حضرت امير(ع) خطاب به مردم عصر خويش ميفرمايد: «در عالم هستي تنها كسي كه بر ديگران حقوق دارد و ديگران بر او حقي ندارند، ذات اقدس الهي است و بس.»
لذا همين امام همام و مظهر عصمت و عدالت كه از هرگونه تملق و چاپلوسي بيزاري ميجست، ميفرمايد: «هرگز مپنداريد سخن حقي كه به من ميگوييد برايم سنگين خواهد بود و از آن برآشفته خواهم شد و نيز مپنداريد كه من در فكر بزرگ جلوه دادن خويشم؛ زيرا كسي كه شنيدن حرف حق و عدالت برايش دشوار باشد ،لاجرم عمل به آن برايش سختتر خواهد بود. لذا از گفتن حق و يا مشورت به عدل با من خودداري نورزيد؛ زيرا من خود را فراتر از اينكه اشتباه نمايم نميدانم و در كارهايم ايمن نيستم، مگر اينكه خداوند كه مالكيتش نسبت به من بيشتر است مرا از ارتكاب اشتباه حفظ كند». از اين روست كه سالار شهيدان امام حسين(ع) نيز بخشي از هدف و رسالت خويش در مبارزه با دولت و حكومت جور را «احياي امر به معروف و نهي از منكر» اعلام فرموده است. در واقع بر اساس آموزههاي ديني و از ديد معصوم ،لازمه اجرای عدالت، پاسخگويي حكومت به مردم است، لذا دولت غيرپاسخگو نميتواند شعار عدالت سر دهد و مجري عدالت باشد.
اين است كه از نگاه علي(ع) آزادي بيان و آزادي سؤال و انتقاد از حاكميت از اولين و بديهيترين حقوق مردم است. به همين دليل تأكيد ميفرمايند: «آنگونه كه با جباران و زمامداران ستمگر سخن ميگوييد با من سخن مگوييد و آنچنان كه در پيشگاه حاكمان خشمگين خود را كنترل و مهار مكنيد در برابر من نباشيد و به شيوهاي تصنعي و منافقانه رفتار نكنيد». بديهي است در شرايطي كه امام معصوم اینگونه سخن بگوید و از مردم بخواهد كه از گفتن حق و مشورت به عدل در حق او نیز دریغ نورزند، آيا ميتوان مدعي بود كه كارگزاران دولت ايشان و كارگزاران دولت غيرمعصوم، نباید مورد انتقاد قرار گیرند، و حال اینکه به اعتقاد شیعه به جز انبیای الهی و ائمه معصومین و حضرت زهرا(س) هیچکس دیگر، مصون از خطا و اشتباه نیست و یقیناً قابل سؤال و انتقاد میباشند.
مقام رهبري نيز به پيروي از همين آموزههاست كه در جمع دانشجويان اظهار ميدارند كه «نبايد با مسؤولان معارضه و دشمني كرد، اما اين حرف به معناي انتقاد نكردن و مطالبه نكردن از مسؤولان مختلف از جمله رهبري نيست، چرا كه ميتوان در عين صفا و دوستي انتقاد هم كرد. ضديت يعني دشمني كردن اما اگر كسي معتقد به مسألهاي نبود ضد آن نيست».
ما معتقدیم که امام علی (ع) و نیزمقام رهبری در مقام بیان بوده و به جد این سخنان را گفتهاند مگر اينكه اين سخنان را تعارف تلقي نماييم که قطعاً از ساحت رهبری نظام جمهوری اسلامی به دور است.
گفتار و رفتار امام علي(ع) با كارگزاران دولت خويش گوياي اين واقعيت است كه هيچكس مصون از خطا نيست که ذيلاً به چند مورد اشاره ميشود:
4/1. تخلفات مكرر شريحبنحارث، قاضي حكومت علي(ع) و توبيخ و شماتت وي توسط امام(ع).
4/2. توبيخ و شماتت اشعث ابن قيس، حاكم آذربايجان توسط امام علی(ع) به طوری كه خطاب به وی ميفرمايند: «مسؤوليتي كه به تو واگذار كردم به منزلهي طعمه نيست، بلكه امانتي است كه به گردن تو آمده است».
3/4. نكوهش عثمان بن حنيف انصاري، استاندار بصره توسط امام(ع).
4/4: در پي شكايت سوده بنت عماره از حاكم منطقهاش، امام رو به قبله دستها را به سوي آسمان بلند كرد و گفت: خدايا مرا به گناهان اينان مگير و سپس حكم عزل حاكم را نوشت و جهت ابلاغ به صورت سرگشاده به دست آن زن مظلوم داد تا به حاکم منطقه برساند.
5: بر اين اساس و با توجه به جايگاه رفيع انتقاد و امر به معروف و نهي از منكر در انديشه اسلامي و آموزههايي كه از ائمه معصومين(ع) فرا گرفتهام، در پاسخ به سؤالی گفتهام: اگر در عصر حاضر شخصيتي مانند امام حسين(ع) هم دولتي تشكيل دهند و در آن نظام مجلسي وجود داشته باشد و من افتخار حضور در آن مجلس را که در دولت امام حسین(ع) تشکیل شده است، داشته باشم و قانون اساسي آن نظام همين وظايف را براي نمايندگان، در نظر گرفته باشد، بر اساس معيارهايي كه برگرفته از موازين اسلامي و قانون اساسي مورد تأیید امام(ع) است، چنانچه از كارگزارن اين دولت كريمه هم انحرافي از قانون اساسي و معيارهاي مورد اشاره ملاحظه شود ميتوان آنان را نيز به مجلس نظام مورد تأیید امام(ع) فراخواند و مورد سؤال قرار داد.
حال به اطلاع ملت شریف و فهیم ایران میرسانم که در نشستی که در زنجان برگزار شد، در پاسخ به سؤال یکی از حاضران در جلسه، مبنی بر اینکه: «آيا شما از دولت خاتمي هم انتقاد ميكرديد؟»، در پاسخ عرض کردم که اینجانب علیرغم ارادتی که به آقای خاتمی به خاطر ویژگیهای ارزشمندی که دارد، دارم، در مجلس ششم شدیدترین انتقادها را از دولت ایشان داشتهام و بر اساس وظیفهای که ملت و قانون اساسی بر عهده من نهاده است، نه تنها از دولت خاتمی انتقاد میکنم بلکه اگر شخصیتی مانند امام حسين(ع) هم دولت تشکیل دهند و من افتخار نمایندگی مجلس در دولت ایشان را داشته باشم، در صورت وقوع خلاف در میان کابینهی آن بزرگوار از آن کابینه هم انتقاد خواهم کرد. و دلیل ذکر این مثال، این بود كه اولاً يكي از مهمترین انگيزههاي قيام امام حسین(ع)، احياي امر به معروف و نهي از منكر و انتقاد از دولت حاكم بود. ثانياً ، با توجه به این که ما شیعیان آن امام بزرگوار، عشق و علاقه شدید و غیرقابل وصفی به ایشان داريم،در نظر داشتم ارزش و جايگاه والاي انتقاد و امر به معروف و نهي از منكر را تبيين نمايم.
اما متأسفانه فتنهگران براي رسيدن به مقاصد پليد خود و به منظور تسويه حسابهاي شخصي و سياسي با دستاويز قرار دادن جملهای که صدر و ذیل و توضیحات آن را که در جلسهای 3 ساعته ایراد شده، حذف کردهاند، قصد راهاندازی فتنهای برای رسیدن به مقاصد حقیر و شوم خود داشتند، و حال اینكه سخنراني اينجانب در جمع اقشار مختلف مردم زنجان اعم از اصلاح طلب و اصولگرا صورت گرفت كه همگان از مراتب ارادت و دلدادگی آنان نسبت به اباعبداللهالحسین(ع) باخبرند.
مگر ميشود كسي العیاذ بالله در چنين جمعي به امام حسين(ع) اسائهي ادبی ولو ناچیز روا دارد و مورد اعتراض و شماتت قرار نگیرد، مگر اینكه بپذيريم، جمعبندی مطالب مطرح شده مجاب كننده و اقناعي بوده است. لذا در خاتمه به فرصتطلبان هتاكي كه با سوءاستفاده از نام مبارك سالار شهيدان هر چه اهانت و تهمت و ناسزا را كه در انبان خود داشتند و سزاوار خودشان بوده، نثار يكي از محبان اباعبداللهالحسین(ع) كردهاند، متذكر ميشوم كه به تعبیر امام حسین(ع): «اگر دين نداريد، لااقل آزاده باشيد»!
با توجه به اینکه در این روزها مجلس تعطیل است و من به منظور ارتباط و پیگیری مشکلات مردم حوزه انتخابیه خود در منطقه میباشم، لذا حق پاسخگویی به یکایک رسانه ها و بویژه شکایت از رسانههای کذاب و هتاک و پیگیری از طریق مراجع قضایی را برای خود محفوظ میدانم و به زودی اقدامات لازم را در این زمینه خواهم کرد و پاسخ مناسبی نیز به بعضی از کسانی که با عنوان رسمی گزافه گویی کرده اند خواهم داد .تنها تاسفم این است که چرا برخی از اشخاص موجه پیش از هرگونه اظهار نظری صحت و سقم اتهامات مطرح شده را از من جویا نشده وبه پیشداوری روی آورده اند!
ضمناً فیلم و نوارهای جلسه مذکور به طور کامل موجود است و متن کامل اصل سخنرانی و اظهارنظر برخی از علمای برجسته کشور در این زمینه نیز در برخی از خبرگزاریها از جمله خبرگزاری انتخاب و سایت نواندیش منعکس شده است که علاقهمندان میتوانند به آن مراجعه کنند و اگررسانههای هتاک اندک صداقتی در قبال مخاطبان خود و مردم کشور دارند، باید به انتشار آن مبادرت ورزند.با این وصف رسانه هایی که در این رابطه علیه اینجانب مطلبی را منعکس کرده اند طبق قانون مطبوعات ملزم به انتشار این جوابیه در همان صفحه و سطر و ستون میباشند. والسلام
شنبه 12/9/86
نجوای دل

( 1 )
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
( 2 )
پرسيد به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است !!!
( 3 )
وقتي واقعيت ها ، آدم را فريب بدهند چه کار مي شود کرد ؟ روزگاريست که حقيقت هم لباسي از دروغ بر تن کرده است و راست راست توي خيابان راه مي رود عشق نشسته است کنار خيابان ، کلاهي کشيده بر سر و دارد گدايي مي کند و مرگ ، در قالب دخترکي زيبا ،گلهاي رز زرد مي فروشد !!!
( 4 )
شايد آن روز که سهراب نوشت :
«« تا شقايق هست زندگي بايد کرد »»
خبري از دل پر درد گل ياس نداشت
( 5)
اگر میعادی نباشد،رفتن چرا؟
اگر دیداری نباشد،دیدن چه سود،
و اگر بهشت نباشد،
صبر بر رنج و تحمل زندگی دوزخ چرا،
اگر ساحل آن رود مقدس نباشد،
بردباری در عطش از بهر چه؟
دکترعلی شریعتی
( 6 )
وقتی كه دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی كه دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی كه دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی كه او تمام كرد
من شروع كردم......؟!
( 7 )
بس که ديوار دلم کوتاه است
هر که از کوچه ي تنهايي من ميگذرد
به هواي هوسي هم که شده سرکي ميکشدو ميگذرد

تبریز لرزید
زمين لرزهاي كه شامگاه شنبه شهر تبريز مركز استان آذربايجان شرقي را تكان داد، به بزرگي 4/6در مقياس امواج دروني زمين اعلام شده است.
به گزارش موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران، مركز اين زمين لرزه را "بستانآباد"، شهري در حوالي شرق شهر تبريز اعلام كرده است.
زمان وقوع اين زمين لرزه، ساعت ۲۱و ۵۲دقيقه و ۲۳ثانيه و كانون آن به عرض شمالي ۳۷/۶۶و طول شرقي ۴۶/۵۷درجه، در شمال غربي كشور ثبت شده است.
گزارشهاي دريافتي لحظاتي پيش از تبريز، حاكي از وقوع دو زمين لرزه در اين شهر بوده است. مسوولان استاني در تبريز، در پي وقوع دو زمين لرزه در حوالي مركز استان آذربايجان شرقي، شامگاه شنبه جلسه ستاد حوادث غير مترقبه را تشكيل دادند.
بهگزارش خبرنگار ايرنا، درپي زمين لرزه دوم كه به بزرگي ۴/۶در مقياس امواج دروني زمين بوقوع پيوست، برق و تلفن بخش عمدهاي از تبريز (درساعت مخابره خبر) قطع شد.
بهگفته مسوولان استاني، بهدليل عدم تماس بامناطق كانوني اين زمينلرزه، هنوز گزارشي از خسارات احتمالي دريافت نشده است.
مسوولان استاني در حالي اعزام اكيپهايي به مناطق زلزلهزده هستند.
اهالي تبريز در پي دو لرزش شديد زمين كه كانون اولي در بستانآباد در شرق و دومي در خواجه واقع در شمال تبريز بوده است، به خيابانها ريختهاند و آمد و شد خودروها نيز با ترافيك سنگيني در اين شهر روبهرو شد.
در گفت وگو با دکتر محمود سريع القلم بررسی شد ؛
موانع توسعه يافتگي ايران
گفت وگو با دکتر محمود سريع القلم استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل توسعه از آن روي اهميت دارد که اخيراً اين استاد دانشگاه نتيجه جديدترين تحقيقات دانشگاهي اش را درباره آسيب شناسي توسعه ايراني منتشر کرده و به زودي در قالب دو کتاب ديگر هم بخش هاي ديگري از آن به چاپ خواهد رسيد. تحقيقاتي که دکتر سريع القلم پس از 10 سال دوباره آن را بازبيني کرده است. گو اينکه 10 سال پيش که کتاب عقل و توسعه يافتگي را منتشر کرد در همان زمان وعده داد پس از 10 سال اين کتاب را براساس يافته هاي جديدش صيقل خواهد داد.اينک دکتر سريع القلم به وعده اش عمل کرده است و نتايج جديدترين تحقيقاتش را درباره موانع توسعه يافتگي ايران منتشر کرده است. البته گفت وگو به درازا کشيد. از يکسو محتواي بحث ماهيت تئوريک داشت و از سوي ديگر ريشه يابي علل و عوامل رفتارهاي اخير دولتمردان در زمينه سياست خارجي به واکاوي زيادي نيازمند بود. حدود سه ساعت به گپ و گفت پرداختيم. نتيجه اين گفت وگو مصاحبه يي مفصل است که امروز قسمت اول آن را در بخش سياسي مي خوانيد و قسمت پاياني را هم فردا در بخش سياسي خواهيد خواند. به بازديد کنندگان سايت روزنامه توصيه مي کنيم اين مصاحبه را باحوصله و نيز دقت زياد مطالعه کنند.

اعلمی چی گفته ؟!!!
بدنبال انتشار ناقص اظهارات اکبر اعلمی نماینده مجلس شورای اسلامی در خبرگزاری فارس ، یکی از نزدیکان وی متن کامل این سخنرانی را که در دفتر حزب اعتماد ملی زنجان ایراد شده بود در اختیار "نواندیش" قرار داد که بدین شرح می باشد:
اكبر اعلمي : «امروزه در کشور ما دو نوع تحلیل و ارائه وضعیت کشور وجود دارد؛ یک نوع تحلیل و ارائه وضعیت توسط آقای احمدینژاد و صدا و سیما و برخی نهادهای حامی دولت انجام میشود که به ملت میگویند، الحمدلله، شرایط داخلی و خارجی کشور بسیار خوب است، امن و امان است، گرانی نیست، فرهنگ ما در اوج اعتلا است و اسامی مفسدان هر روز از جیب آقای احمدینژاد بیرون میآید و خوشبختانه دیگر فاسدی در کشور نداریم. در باب سیاست خارجی هم هیچ خطری ایران را تهدید نمیکند. آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند غلط میکنند که تهدیدی برای ایران باشند. اگر احیانا کسی در جایی مواجه با گرانی شد، بیاید و از بقالی همسایه آقای احمدینژاد خرید کند.»
اعلمی با بیان این که این نوع تحلیل، سهلالوصولترین پاسخ به افکار عمومی و پوپولیستیترین نوع واکنش از سوی یک مسؤول است، گفت: «من معتقدم که هر نوع مواجهه غیرصادقانه هر مسؤولی با مردم و کتمان واقعیتها از آنان، مصداق خیانت است.»
اعلمی افزود:«عنوان حکومت ما جمهوری اسلامی است و مردم که به ما رأی دادهاند، انتظار دارند که ما پا جای پای قدیسان صدر اسلام بگذاریم. پس نباید یک مسؤول مردم را اینگونه عوام پندارد که هرچه بگوند، همه قبول کنند.»
نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی با گفت: «من به عنوان یک نماینده مردم میخواهم صادقانه بگویم، نه شرایط داخلی ما امروزه مطلوب است و نه شرایط خارجی.»
اعلمی با ارائه تحلیلی از شرایط بینالمللی قبل از حمله آمریکا به عراق گفت: «قبل از حمله آمریکا به عراق، کشورهای روسیه، چین، فرانسه و آلمان به شدت مخالف این حمله بودند، و حال این که امروز انگلیس، فرانسه پشت سر آمریکا قرار دارند و فرانسه از آمریکا تندروتر است و آلمان هم با برنامههای ایران مخالف است و روسیه و چین هم به دنبال منافع ملی خودشان هستند. بسیار عامیانه است که تصور شود روسیه و چین با این حجم عظیم مبادلات تجاری، پشت به آمریکا کنند و به حمایت از ما بپردازند.»
اعلمی افزود:«نباید مانند برخی از تحلیلهای عامیانه چنین پنداشت که آمریکا امروز در باتلاق افغانستان و عراق گیر کرده و توان جنگ دیگری را ندارد و آمریکا دست به حماقت دیگری نخواهد زد که نارضایتی ملت خود را افزایش دهد.»
اعلمی با بیان این که در نظرسنجی انجام گرفته در شهریور سال 1385 حدود 45درصد در آمریکا و حدود 35درصد در اروپا در صورت شکست مذاکرات، خواهان حمله نظامی به ایران بودند. اعلمی با اشاره به سفر اخیر احمدینژاد به آمریکا گفت: «به یمن و برکت حضور آقای احمدینژاد در دانشگاه کلمبیا و معجزات و موضعگیریهای وی، بر اساس نظرسنجی مؤسسه زاگبی حدود 52درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا معتقد به حمله آمریکا به ایران برای جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح هستهای هستند. 53درصد هم معتقدند که بعد از انتخابات حمله به ایران صورت خواهد گرفت.»
اعلمی افزود: «من در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هم تحلیل خودم را ارائه دادم و گفتم: شما فرض کنید ما حزب جمهوریخواه هستیم، الآن به هر دلیلی حزب جمهوریخواه در نزد افکار عمومی با شکست روبرو شده است. ضربالمثلی هست که میگوید: آب که از سرگذشت، چه یک وجب چه صد وجب. در رقابتهای حزبی شاهد بودهایم که مخصوصاً بعد از دوم خرداد سال 1376 احزاب سعی میکنند از یکدیگر مچگیری کنند، خصوصاً در کشور ما معمولاً روابط احزاب از نوع مچگیری است. در غرب هم به نوعی این مچگیریها وجود دارد. منتهی مچگیریها در غرب مقداری برحسب حساب و اعداد و ارقام است. الآن اینها به نوعی سعی میکنند افکار عمومی را به سمت خود جهت بدهند. حزب جمهوریخواه در حال حاضر شکست خورده و به دنبال برگ برنده میگردد تا شرایط کنونی را که هم به زیان آنهاست به نفع خودشان تغییر دهند. اگر آمریکا به ایران حمله کند، دو احتمال وجود دارد؛ یا با شکست روبرو خواهد شد، یعنی تثبیت وضع موجود، که حزب جمهوریخواه شکست خورده است، یا با پیروزی روبرو خواهد شد. فقط درصد پیروزی فرق میکند. شما فرض کنید فقط یک درصد احتمال اینکه در صورت حمله به ایران موفق شوند و بتوانند افکار عمومی آمریکا را به نفع خودشان تغییر جهت بدهند. اگر شما به جای یکی از سران حزب جمهوریخواه باشید کدام گزینه را انتخاب میکنید؟ گزینه تداوم شکست را یا گزینه یک درصدی که احتمال دارد شکست را به پیروزی تبدیل کند؟ [جمعیت: گزینه دوم را انتخاب میکنند.]حتماً گزینه دوم را انتخاب میکنند. پس به این خاطر است که من در یک جمعبندی به این نتیجه میرسم که نباید خیلی خوشبین بود و بگوییم آمریکا کاری نخواهد کرد. مخصوصاً که بوش ثابت کرده که در بسیاری از جاها با محاسبه تصمیمگیری نمیکند، درست مثل بسیاری از مسؤولان ما. به قول معروف میگویند: راه بیانداز، جا بیانداز. پس شرایط خارجی ما شرایط مطلوبی نیست.»
اعلمی با بیان اینکه مشكل ايران و آمريكا را مشكل انرژي هستهاي نیست، گفت: «آمريكا با نظام ما مخالف است و تلاش دارد كه ما را در جهان منزوي كند.»
اين نماينده مجلس هفتم با اشاره به اينكه من به هيچ وجه آمريكايي يا اسرائيلي نيستم و اين حرفهايم حمايت از آنها نيست، گفت: «متأسفانه در كشور ما به راحتي به افراد برچسبهاي مختلف زده ميشود.»
اعلمی با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري، گفت: «ايشان فرمودند كه اگر در مسألهاي كوتاه بياييم آنها هرگز دست از سر ما نميكشند و نبايد هيچ امتيازي به آنها بدهيم.»
عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیتی مجلس با اشاره به مؤلفههاي قدرت آمريكا در ابعاد مختلف نظامي و اقتصادي گفت: «تنها مؤلفهاي كه ما را نسبت به آمريكا در موضع قويتر قرار داده، حمايت مردمي است که باید آن را حفظ کنیم. من هم رژیم اسرائیل را مشروع نمیدانم و آن را رژیمی غاصب میدانم، ولی باید بهگونهای رفتار کرد که در عرصه بینالمللی جایگاه نظام اسلامی حفظ شود و به خطر نیافتد. اینکه بگوییم رژیم اسرائیل باید از بین برود، این امر در صورتی ممکن است که اصل نظام جمهوری اسلامی را حفظ کنیم و با سیاستهای غلط آن را به خطر نیاندازیم.»
اعلمی سپس به تحلیل وضعیت داخلی کشور پرداخت و با انتقاد از تورم سرسامآور گفت: «قدرت خرید مردم به شدت پایین آمده به طوری که من نماینده قدرت خرید یک مسکن را نه تنها ندارم، بلکه اگر ده دوره هم نماینده شوم و تمام حقوق خودم را هم جمع کنم و اصلاً هزینه نکنم میتوانم یک آپارتمان چند متری در تهران بخرم.» [یکی از حضار: راهش را بلد نیستید. به بنگاه سر کوچه یکی از مقامات کشور مراجعه کنید!]
اعلمی با انتقاد از سیاستهای دولت، گفت: آقای احمدینژاد و دولت وی، کشور را از طریق آزمون و خطا اداره میکنند، گویی ما به 28 سال پیش برگشتهایم که عدهای از مسؤولان دلسوز و ارزشمند تازه از زندان آزاد شده، اسلحه را کنار گذاشته و با آرمانهای بلند میخواستند مدینه فاضله ذهنی و اتوپیای خودشان را در جامعه پیاده و حتی انقلاب را به کشورهای دیگر صادر کنند.»
اعلمی افزود: «بگذریم از اینکه الآن در داخل مرزهای خودمان از تهاجم فرهنگی میترسیم و میخواهیم با پرتاب دیش ماهواره از پشتبام خانهها به خیابان یک حاشیه امنیت برای خودمان ایجاد کنیم!»
اعلمی با انتقاد از تخریب حدود سه دهه از تاریخ انقلاب اسلامی توسط برخی از مسؤولان دولت نهم گفت: «این دولت تصور میکند که همه کسانی که در طول این سه دهه در این مملکت کار کردهاند، همه خائن بوده و هستند و آسمان دهان باز کرده و دولت آقای احمدی نژاد را برای نجات این کشور به زمین فرستاده و به همین خاطر است که یکی از هواداران ایشان از آقای احمدینژاد به عنوان معجزه هزاره سوم یاد میکند و در نتیجه وقتی در جایی یک نور مرکبی به ایشان میخورد، فکر میکند که یک هاله نوری دور ایشان را گرفته است و بدتر از آن وقتی در دانشگاه کلمبیا سخنرانی میکند، طوری آن را گزارش میکند که گویی امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) مبصر آن برنامه بوده و جلسه را اداره کرده است! به هر حال، این دولت با عملکرد خودش بر دامنه نارضایتیهای مردم افزوده و علیرغم اینکه درآمد کشور در مقایسه با گذشته چند برابر شده است، ولی قدرت خرید مردم به شدت پایین آمده است. مردم از حیث معیشت به شدت در تنگنا هستند. بعضی از سیاستهای پوپولیستی روز به روز گسترش پیدا میکند و عمده وقتشان در سفرهای استانی میگذرد. من نماینده که یک مسؤول جزء در جمهوری اسلامی هستم با پنج ساعت خواب در شبانهروز برای ایفای وظیفه نمایندگی وقت کم میآورم و بعد این آقایان که مدعیاند دیگران 27 سال خوردهاند و چپاول کردهاند و اینها میخواهند کشور را درست کنند، چطور تمام وقتشان را در سفرهای استانی میگذرانند؟! بهخدا از این کارها چیزی در نمیآید و فقط تبلیغات زودرس است.»
اعلمی با بیان اینکه نظام ما مرکب از سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه است، آن را به یک سهپایه که تساوی پایههای آن موجب ثبات آن میشود، تشبیه کرد و گفت: «اگر یکی از پایههای این سهپایه کوتاه و یا دیگری بیش از اندازه خود بلند شود، نظام را دچار مشکل خواهد کرد. ثبات این نظام با دو شرط است؛ یکی اینکه هر سه پایه بر اساس مهندسی قانون اساسی از اقتدار لازم برخوردار باشد و هر سه پایه، اندازه خود را داشته باشند و هیچ کدام به بهانه تقویت دیگری کوتاه نشود. و دوم اینکه نیروی محرکه این نظام بر اساس اصل 6 و 56 قانون اساسی یعنی مردم همچنان با نشاط و انگیزه در صحنه حضور داشته باشند. در این صورت است که مؤلفه اقتدار ملی شکل میگیرد و ثبات نظام پابرجا میماند.»
اعلمی با انتقاد از عملکرد برخی از نمایندگان مجلس گفت: «متأسفانه امروز قوه مقننه به عنوان یکی از پایههای این سهپایه در اندازه خود ظاهر نمیشود و چندین متر کوتاهتر شده و مجلسی که باید در رأس امور باشد کاملاً در حاشیه قرار گرفته است. اگر این مجلس، در اندازه خود بود، باید برای آقای احمدینژاد رأی عدم کفایت صادر میکرد.»
اعلمی افزود: «طبق قانون اساسی اگر یک سوم نمایندگان، رئیسجمهوری را برای ادای توضیح به مجلس احضار کند، رئیسجمهوری موظف است که در مجلس حضور پیدا کند. ما سؤالی را از رئیسجمهوری مطرح کردیم که 16 محور داشت و همین دوستان مدعی اصولگرایی نتوانستند حتی به یکی از محورها خدشهای وارد کنند.» اعلمی در پاسخ به اینکه آیا شما قبلاً هم چنین انتقادهایی را میکردید گفت: «دوستانی که مرا میشناسند، میدانند که من حب و بغض سیاسی ندارم، در زمان خاتمی هم وقتی آقای خاتمی کابینهاش را معرفی کرد، تندترین نطق را علیه کابینه آقای خاتمی کردم. در آن موقع صداوسیمای آقای لاریجانی سه بار این نطق مرا پخش کرد، در حالی که الآن من در مجلس داد میزنم و بهترین موضعگیریها را میکنم، ولی صداوسیمای آقای ضرغامی حتی یک کلمه آن را پخش نمیکند!»
اعلمی با بیان اینکه من علیرغم اینکه برای آقای خاتمی در 36 شهر سخنرانی کردم و ایشان را آدمی دلسوز، علاقهمند به کشور و منافع ملی و مهمتر از همه انسانی سالم و معتقد به آزادی سیاسی مصرح در قانون اساسی میدانم و هنوز هم به ایشان ارادت دارم، ولی هرگز او را پیغمبر نکردم و برخی سوسولبازیها مانند عطرگل یاس، مردی با عبای شکلاتی را هم بلد نیستم. من آن زمان، تندترین انتقادها را علیه دولت ایشان داشتم و وزیرنفت ایشان را عاصی کردم و بسیاری از وزرای او را به مجلس کشیدم.»
اعلمی با تأکید بر جایگاه رفیع انتقاد در اندیشه اسلامی و آموزههای ائمه معصومین(ع) در این زمینه گفت: «خاتمی که سهل است، حتی اگر امام حسین(ع) هم کابینه تشکیل دهد، بر اساس معیارهایی که دارم، چون قسم خوردهام که از حقوق ملت، قانون اساسی، منافع ملی و اسلام دفاع کنم، اگر این کابینه هم از معیارهای تدوین شده در قانون اساسی که مبتنی بر معیارهای اسلامی است، عدول کند، کابینه ی امام حسین را هم به مجلس می اورم وانتقاد میکنم. همان طور که در دولت علی(ع) هم افراد مانند زیاد بنابیه و دیگران مسؤولیت داشتند و علی(ع) باآنان برخورد کرد.»
اعلمی افزود: «بر اساس قانون اساسی، فقط مقام رهبری نظام جمهوری اسلامی است که میتواند در مواردی که به مصلحت کشور میداند با اعلام حکم حکومتی و بیان اینکه این امر به مصلحت کشور و منافع ملی است، خواستار امری شود و ما هم خود را ملزم به اطاعت میدانیم، ولی در غیر این مورد ما هیچکس را فوق انتقاد نمیدانیم.»
اعلمی با تأکید بر اینکه من هیچگونه حب و بغض سیاسی ندارم گفت: «من آرزو میکردم که ای کاش، آقای احمدینژاد میتوانست یک صدم آن مدینه فاضلهای را که در ذهن من بود تحقق بخشد، اما متأسفانه عملکرد ایشان بهگونهای نیست که قابل دفاع باشد، نه در سیاست خارجی و نه در سیاست داخلی. اما متأسفانه برخی نهادهایی که زمانی در مقابل مجلس ششم میایستادهاند الآن همگی دست به یکی شده و از دولت آقای احمدینژاد، هر کاری که میکند دفاع میکنند!» اعلمی افزود: «ایشان رسماً قوانین جمهوری اسلامی را زیر پا میگذارد و کسی نمیگوید بالای چشمت ابروست! من بهخاطر تخریب ارگ علیشاه تبریز بعد از خواندن روضههای فراوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایشان را به مجلس کشاندم و گفتم بر اساس قانون شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری مصوب سال 1382 شما عضو این شورا هستید و در آن هشت وزیر وجود دارد و رئیسجمهور هم رئیس آن است، آیا شما مسؤول هستید یا نه؟ آقای صفارهرندی، گفت: من مسؤول نیستم، آقای رئیسجمهوری شورای عالی میراث فرهنگی مصوب مجلس را منحل کرده است! به همین راحتی!»
اعلمی با انتقاد از وعده و وعیدهای احمدینژاد در سفرهای استانی گفت: «الآن آقای رئیسجمهوری به اردبیل رفته و قول افزایش بودجه این استان را داده است، ما خوشحال میشویم که بودجه استانها افزایش یابد، اما آقای احمدینژاد با کدام مجوز چنین قولهایی را به مردم میدهد؟! مگر نه اینکه بودجه باید در مجلس تصویب بشود؟ مجلس ما را از رأس امور به قعر امور پرتاب کردهاند. لذا میبینید که امروز وزیر آمورش و پرورش را استیضاح میکنند و دو روز قبل از اینکه وزیر به مجلس بیاید، در نظرسنجی بیش از 70درصد موافق با استیضاح هستند، یک روز بعد از آن وزیر به مجلس میآید و نتیجه نظرسنجی برمیگردد. امروز آقای نماینده امضا میکند، معاملهها شروع میشود و فردا امضا را پس میگیرد! بعد ما هر سال برای شهید مدرس سالگرد میگیریم و میگوییم که نماینده باید مثل مدرس باشد. حضرت عباسی آیا واقعاً بعضی تحمل میکنند کسی در مجلس مدرسوار عمل کند؟»
اعلمی با بیان ویژگیهای مجلس مطلوب گفت: «زمانی مجلس میتواند کارآمد باشد و موجب ثبات نظام شود که نمایندگان واقعی مردم و عصارههای فضایل ملت در مجلس اکثریت بیابند.»
اعلمی با انتقاد از عملکرد برخی از احزاب کشور گفت: «در عین اینکه من نظام حزبی را قبول دارم، ولی معتقدم که احزاب باید بر اساس برنامه یارگیری کنند و بعد قدرت را در دست گیرند و خودشان را مسؤول و ملزم بدانند که در برابر مردم کارنامه ارائه دهند و پاسخگو باشند، ولی اگر غیر از این باشد دیری نخواهد گذشت که احزاب بر اساس سرسپردگی نیرو میگیرند، هر که سرسپردهتر اصلاحطلبتر و یا اصولگراتر! احزاب باید شایستهترین، توانمندترین، متخصصترین و سالمترین افراد را عضوگیری و برای رقابتها به مردم معرفی کنند. اگر اینگونه باشد برای رقابت در مجلس امثال اعلمی ضعیف، بیسواد و ناتوان را معرفی نمیکنند، مردم هم به اعلمی رأی نمیدهند بلکه به برنامه رأی میدهند. اگر مجلسی بر اساس رقابتها و برنامههای حزبی تشکیل شود و نیروهای توانمند وارد مجلس شوند و برنامه خوب بنویسند و خوب هم اجرا شود در این صورت کشور نجات پیدا میکند. در این صورت دیگر اگر 350میلیارد تومان در شهرداری تهران جابهجا شد و مجلس خواست تحقیق و تفحص کند، نمیگویند اعلمی سیاسی برخورد میکند! 350میلیارد تومان در دوران شهرداری آقای احمدینژاد معلوم نیست کجا رفته است؟! من نمیگویم خدایی نکرده، سوءاستفاده کرده، ولی معلوم نیست که چه شده؟! به قول آقای چمران که سعی کردهاند عنوانی پیدا کنند، هزینههای فاقد سند!»
اعلمی با اشاره به برخوردهایی که با برخی از شهرداران مناطق تهران بعد از دوم خرداد شد گفت: «نمیخوام بگویم که آنها پیغمبر بودند ولی آنها را به جرم اینکه یک دستگاه کامپیوتر را به یکی از مراکز مذهبی داده بودند به زندان انداختند، ولی امروز 350 میلیارد تومان معلوم نیست کجا رفته و ما به عنوان نمایندگان مجلس خبر نداریم که میلیاردها دلار در صندوق ذخیره ارزی به کجا رفته است؟! اما اگر نظام پارلمانی مبتنی بر نظام حزبی باشد مو را از ماست بیرون میکشند.»
اعلمی در پاسخ به این سؤال که به چه کسانی برای مجلس باید رأی داد، گفت: «من میگویم به نیروهای اصلاحطلب رأی دهید. البته اصلاحطلبی با اصولگرایی واقعی منافات ندارد و بالعکس، مگر میشود کسی اصلاحطلب، ولی فاقد اصول باشد؟!» اعلمی با انتقاد از برخی از نمایندگان مجلس گفت: «الآن برخی را با عنوان اصولگرایی به مجلس آوردهاند که آهن را با تریلر قورت میداده است! نقطه مقابلش را هم در میان کسانی که ادعای اصلاحطلبی دارند، داریم. از این روست که من میگویم سعی کنید به افراد اصلاحطلب توانمند سالم و دارای فکر و برنامه رأی دهید.»