|
خبری ـ تحلیلی
|

"اي آتش مرا درياب،مرا درياب كه در آتشي دائم مي سوزم،صبرم به پايان رسيده،دل پر دردم ديگر طاقت ندارد،با اشك به خود سكون مي بخشم،ولي ديدگانم نيز ديگر رمقي ندارند.
خدايا به تو پناه ميبرم.مهر خود را آنچنان در دلم جايگزين كن كه جايي ديگر براي عشق ديگران نماند.سراپاي وجودم را آنچنان مسخر اراده ي خود كن كه به ديگري نيانديشم و محلي از اعراب براي اعمال ديگر نماند."
(خدا بود و ديگر هيچ نبود—شهيد مصطفي چمران)
یاداشتی برای دکتر شریعتی از قلم شهید چمران

ای علــــــی! همیشه فکر میکردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثیه می خوانم !
ای علــــــی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن یافتم. قبل از آن خود را تنها میدیدم و حتی از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهی از غیرطبیعی بودن خـود شرم میکردم؛ اما هنگامی که با تو آشنا شدم، در دوری دور از تنهایی به در آمدم و با تو همـراز و همنشین شدم.
ای علــــــی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ «بنت جبیل» رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدّم «تل مسعود» در میان جنگندگان «امـل» گذراندم، فقط یک کتاب با خودم بردم و آن «کویـر» تو بود؛ کویر که یک عالم معنا و غنا داشت و مرا به آسمانها میبرد و ازلیّت و ابدیّت را متصل میکرد؛ کویری که در آن ندای عدم را میشنیدم، از فشار وجود میآرمیدم، به ملکوت آسمانها پرواز میکردم و در دنیای تنهایی به درجه وحدت میرسیدم؛ کویری که گوهر وجود مرا، لخت و عریان، در برابر آفتاب سوزان حقیقت قرار داده، میگداخت و همه ناخالصیها را دود و خاکستر میکرد و مرا در قربانگاه عشق، فدای پروردگار عالم مینمود...
ای علــــــی! همراه تو به کویر میروم؛ کـویــر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در توفانهای سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بیانتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما میتازد.
ای علــــــی! همراه تو به حج میروم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابّهت وجلال، محو میشوم، اندامم میلرزد و خدا را از دریچه چشم تو میبینم و همراه روح بلند تو به پرواز در میآیم و با خدا به درجه وحدت میرسم.
ای علــــــی! همراه تو به قلب تاریخ فرو میروم، راه و رسم عشق بازی را میآموزم و به علی بزرگ آنقدر عشق میورزم که از سر تا به پا میسوزم....
ای علــــــی! همراه تو به دیدار اتاق کوچک فاطمه میروم؛ اتاقی که با همه کوچکیاش، از دنیا و همه تاریخ بزرگتر است؛ اتاقی که یک در به مسجدالنبی دارد و پیغمبر بزرگ، آن را با نبوّت خود مبارک کرده است، اتاق کوچکی که علی(ع)، فاطمه(س)، زینب(س)، حسن(ع) و حسین(ع) را یکجا در خود جمع نموده است؛ اتاق کوچکی که مظهر عشق، فداکاری، ایمان، استقامت و شهادت است. راستی چقدر دلانگیز است آنجا که فاطمه کوچک را نشان میدهی که صورت خاکآلود پدر بزرگوارش را با دستهای بسیار کوچکش نوازش میدهد و زیر بغل او را که بیهوش بر زمین افتاده است، میگیرد و بلند میکند!
ای علــــــی! تو «ابوذر غفـاری» را به من شناساندی، مبارزات بیامانش را علیه ظلم و ستم نشان دادی، شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را نمودی و این پیرمرد آهنیناراده را چه زیبا تصویر کردی، وقتی که استخوانپارهای را به دست گرفته، بر فرق «ابن کعب» میکوبد و خون به راه میاندازد! من فریاد ضجهآسای ابوذر را از حلقوم تو میشنوم و در برق چشمانت، خشم او را میبینم، در سوز و گداز تو، بیابان سوزان ربذه را مییابم که ابوذر قهرمان، بر شنهای داغ افتاده، در تنهایی و فقر جان میدهد ... .
ای علــــــی! تو در دنیای معاصر، با شیطانها و طاغوتها به جنگ پرداختی، با زر و زور و تزویر درافتادی؛ با تکفیر روحانینمایان، با دشمنی غربزدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر روبهرو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با معجزه حق و ایمان و روح، بر آنها چیره شدی، با تکیه به ایمان به خدا و صبر و تحمل دریا و ایستادگی کوه و برّندگی شهادت، به مبارزه خداوندان «زر و زور و تزویر» برخاستی و همه را به زانو در آوردی.
ای علــــــی! دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» مینامیدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانتها کردند. رژیم شاه نیز که نمیتوانست وجود تو را تحمّل کند و روشنگری تو را مخالف مصالح خود میدید، تو را به زنجیر کشید و بالاخره... «شهید» کرد...

شهردار يك شهر نفتخيز سيبري به كاركنان خود دستور داده است كه استفاده از جملاتي مثل "من نميدانم" و "من نميتوانم" را متوقف كنند و در غير اين صورت، به دنبال كار ديگري باشند.
سخنگوي شهردار گفت كه" الكساندر كوزمين" شهردار 33 ساله "Megion "، استفاده از اين جملات و 25 جمله ديگر را ممنوع اعلام كرده است. زيرا به نظر ميرسد اين كار راه موثري براي كارآمدي بيشتر كاركنان بخشهاي مختلف شهرداري باشد.
وي همچنبن افزود: اين يك پيشنهاد و ارائه طريق است به كاركنان كه دقت كنند قبل از اينكه چيزي بگويند قدري هم فكر كنند. گفتن "من نميدانم" دقيقا به اين مفهوم است كه به درماندگي اين مجموعه براي حل مشكلات مردم اعتراف كنيم.
تابلويي از ليست عبارتهاي قدغن شده نيز براي تقويت اين دستورالعمل شهردار، روي ديوار ساختمان شهرداري به مدت دو هفته نصب شده است.
جملههاي "اين كار به من مربوط نيست"، "اين كار غيرممكن است"، "من درحال خوردن ناهار هستم"، "پول نداريم" و "من نبودم يا مريض و يا در تعطيلات بودم" از جمله عبارتهاي قدغن شده هستند.
كوزمين، شهرداري كه يك سال ونيم قبل انتخاب شده است با اين كار خود ميخواهد شهري با 45 هزار جمعيت را تكان دهد و موجي نو د ربسامان كردن كارها در شهرداري ايجاد كند.
منطقهاي كه اين شهر در آن قرار دارد در 1500 مايلي شمال غربي مسكو واقع شده است كه نسبت به ساير بخشهاي الحاقي روسيه، نفت بيشتري توليد ميكند.
اين منطقه همان گونه كه قيمتهاي نفت جهاني به شدت در سالهاي اخير رشد داشته، پيشرفت كرده است و جمعيت آن در مقايسه با بقيه كشور، معادل هفت درصد در سال رو به افزايش است.
اما ساختمانسازي به همان سرعت، پيشرفت نداشته است به گونهاي كه نبود خانه كافي يكي از مشكلات جدي اين شهر محسوب ميشود.
كوزمين كه مهندس نفت است و رشته مديريت بازرگاني را در كانادا گذرانده است، ميگويد: ما مسئولين شهر براي اين، اينجا(در شهرداري) هستيم كه بتوانيم امكانات يك زندگي راحت و مناسب را براي مردم فراهم سازيم.
كاركنان شهرداري بايد در جستجوي روشهايي براي حل مشكلات مردم باشند، نه اينكه در جهت مخالف آن اقدام كنند.
او معتقد است كساني كه اين اصل را نقض ميكنند در واقع به لحظه وداع و اجبار به ترك اين مجموعه نزديك ميشوند. زيرا ارائه اطلاعات ناقص ، اشتباه و دست دوم و كهنه شده به عنوان تلاشي براي تضعيف كار شهردار محسوب ميشود.
"آنا بوروويكووا" رئيس كاركنان شهرداري نيز ميگويد: اين رويكرد جديد باعث رشد نظم در مجموعه شده است. اگرچه قبلا گفتن "من نميدانم" خيلي آسان بود اما حالا قبل از ارائه گزارش مشكلات به شهردار، ما در مورد اينكه اين مشكلات چگونه قابل حل هستند، طرحهاي متعددي را تهيه و پيشنهاد ميكنيم.
البته در در ابتدا براي كاركنان شهرداري بخاطر داشتن اينكه نبايد از عبارات ممنوع شده استفاده كنند كار دشواري بود و آنها گاهي دچار اشتباه ميشدند. اما در حال حاضر ،اين موارد كمتر ديده ميشود و روند خوبي در اين زمينه طي شده است
|
مهمترين عناوين خبري روزنامههاي صبح امروز ايران | |||||
|
* همشهري * اعتماد * صداي عدالت * آفتاب يزد * هدف و اقتصاد * مردم سالاري * كيهان *تهران امروز
*كارگزاران *جوان *جام جم |
و این خانم نماینده مجلس !!!
اعتماد نوشت: خودروي نماينده زن متخلف مجلس پس از ساعتي توقيف، آزاد شد. عصر روز يکشنبه پليس متوجه حرکات مارپيچي خودرو پژو پرشياي نقرهاي رنگي مي شود که با چراغ گردون اقدام به حرکت با سرعت بالا مي کند. خودرو اين نماينده زن مجلس که قرار بود ساعت 18 در جلسه معتادان گمنام حضور يابد به دليل تخلف راهنمايي و رانندگي به مدت سه ساعت توقيف و با رايزني يکي از اعضاي هيات رئيسه مجلس خودرو خانم نماينده... آزاد مي شود.راننده خودرو علاوه بر استفاده غيرمجاز از چراغ گردون شيشه هاي قسمت عقب خودرو را نيز دودي کرده به طوري که سرنشين صندلي عقب غيرقابل رويت شده است.
اصلاح دستپاچه ورودی مرند !!!
آیا موارد ایمنی و قوانین راهنمایی و رانندگی رعایت شده است ؟!!!

آیا مسئولین گوش شنوا دارند ؟

در پی حادثه ناگوار ورود کامیون به داخل شهر مرند و انفجار آن و وارد شدن خسارت های جبران ناپذیر انسانی و ... و تاسف بارتر از همه پرپر شدن الهام عزیز و انعکاس آن در سایتها و وبلاگهای محلی و سراسری ، کاربران عزیز اینترنت در سرایر ایران عزیز ابراز همدردی و از مسئولین ذیربط انتقاداتی داشتند که بلحاظ اهمیت موضوع به مواردی اشاره میگردد .
قبل از هر چیز از دوستان مطبوعاتی و وبلاگ نویسان ارجمند مرندی که اطلاع رسانی مطلوبی در این زمینه داشتند کمال تشکر و قدردانی را دارم .
نظرات كاربران:
▪ متاسفانه این اولین بار نیست که در همان خیابان خودرو های سنگین حادثه ببار مي اورند
▪ سالانه حدالاقل 2 تا 3 مورد از این دست حوادث در مرند بخاطر ندانم کاری رانندگان وسائط نقلیه بزرگ و بی مسئولیتی مسئولان شهر فاجعه ببار می آورد که قربانیان این حوادث هم اغلب زنان یا بجه ها ی مظلوم می باشند. بنابه گفته ها هزینه درست کردن ورودیه شهر به طوری که ماشینهای بزرگ نتوانند به داخل شهر بیایند تقریبا100000000 ریال ده میلیون تومان هست حالا شما قضاوت بفرمایید این مبلغ کجا و ضرر زیان این حادثه کجا...
▪ خب مسئولان : فرماندار شهردار نیروی انتظامی اورژانس و آتش نشانی بایستی تردد این نوع خودروها را به شکل عمومی و غیر ضروری آن ممنوع میکیردند خب آنها مسئولند .
درهمه جا مسئولان مسئو.لند.
هنوز هم در هیچ نهادی " معاونت پیش بینی و پیشگیری از وقوع جرم و حوادث "طراحی و راه اندازی نشده است.
کشور حادثه خیز ما به مدیریت واحد در پیش بینی و امداد حوادث مترقبه و غیرمترقبه دارد.
چرا وزارت حوادث ایجاد نمیشود؟
▪ کاش مسئولان هم قیافه معصوم این فرزند آذربایجان را می دیدند و ایران را در تهران و اصفهان خلاصه نمی کردند این چندمین حادثه است ولی چند روز دیگر از یاد همه می رود و فقط حادثه ای دیگر یاد آور این حادثه خواهد شد.
▪ خسته شدیم از دیدن این تصاویر دردناک. تا کی باید شاهد جنین حوادث تلخی باشیم؟!!
▪ من خودم اهل مرندم اين اولين بار نيست که اين اتفاق می افتد معلوم نیست چند نفر مثل این دختر بچه باید بمیرند تا مسولین زحمت کش که همیشه در فکر مردم هستند !!!! این مشکل را حل کنند فقط میتوانم بگویم متاسفم هم برای خودمان هم برای مسولینمان.
▪ این سریالی است که هر سال یک بار مردم مرند به تماشا می نشینند!!!!! منتهی اینبار با جلوه های ویژه فوق العاده عجیبی همراه بود دست مسئولین خلاق درد نکند.
▪ در شهرك بو علي در سعادت آباد هم يك دستگاه تريلي هميشه توقف ميكند و عليرغم چندين بار اعلام موضوع به پليس 110 متا سفانه اقدامي جهت جلو گيري از توقف اين تريلي سوخت رسان انجام نگرفته است.هر چه هم به صاحبش ميگوييم خطر ناك است قبول نميكنند.
▪ اینقدر تریلی ها تو خیابان صفه اصفهان ترمز بریدند و کشتند تا آخرش یک حوضچه شن درست کردند
▪ خدا به دل مادر و پدر الهام کوچولو صبر بده . خدائی یکی نباید یه فکری به حال این وضعیت کنه ؟ مسئولین شهر یک لحظه اگر می تونن خودشونو جای خانواده الهام کوچولو بگذارند .
▪ انگار هنوز تکنولوژی کنترل انفجار که در تمام دنیا در خودروها و مخزن ها به کار می رود در ایران وجود ندارد! بابا بخدا می شود جلوی ان حوادث وحشتناک را گرفت!
▪ با تشکر از تابناک که حداقل جزئی از جفای رفته بر مردم بی گناه این حادثه را به تصویر کشیده است به عنوان یک مرندی لازم است نکات ذیل را به اطلاع هموطنان و مسئولین عزیز برسانم شاید درنگی، تغییری، تاملی....نمیدانم:
1- خیابان ورودی شهر از سمت تبریز که با شیب بسیار تندی به مرکز شهر هدایت می شود از زمانی که ذهنم یاری می دهد محلی بوده حادثه خیز که شالید بتوان به جرات ادعا کرد بیش از پنجاه مورد حادثه رانندگی و آن هم به دلیل شیب تند و عدم همسان سازی شیب سطح خروجی شهر با شیب سطح ورودی بوده و با بریدن ترمز وسائل نقلیه سنگین موجب اتلاف نفوس و اموال مردم بی گناهی بوده است.
2- آیا این محل حادثه خیز در درجه اول نبایستی تاکنون و با این سابقه مورد بازبینی و اجرای عملیات های مختلف ایمنی راه ها می شده است؟
3- حداقل آیا نباید عبور وسایط نقلیه سنگین با وجود کمربندی، از مبداء ورودی مستقیم شهر ممنوع می گردید؟ (جالب است یادآوری کنیم که درست در نقطه دور برگردان برای ورود به این مسیر پلیس را کاملا مسلط به حوزه است!)
3- آیا نباید بعد از این فاجعه شهردار و کل شورای شهر، فرماندار و غیره حداقل استعفاء می دادند؟
4- این شهر با قدمتی نزدیک به چندین هزار سال که به روایتی مدفن حضرت نوح (ع) بوده آیا واقعا باید شاهد چنین فجایعی باشد که در درجه اول معلول سوء مدیریت مدیران اجرائی است؟
5- آیا این شهر با داشتن دومین جمعیت فرهیخته دانشگاهی در سطح استان آذربایجان شرقی (بعد از تبریز و حومه) باید از داشتن یک بیمارستان مجهز به حداقل ها محروم باشد؟
6- آیا این شهر با داشتن بیشترین نیروی بیکاری در سطح استان علیرغم داشتن توانمندی های طبیعی و منابع انسانی شایسته، باید لایق جفای دولت در انتقال یکی از پروژه های اشتغال زا به دیگر مناطق باشد؟ (کارخانه لامپ تصویر سازی)-جالب است که این پروژه در طول یک دهه و علیرغم سرمایه گزاری مردمان بومی منطقه که با آرزوی ایجاد اشتغال برای فرزندان خود، درآمدهای اندک خود از طریق کشاورزی را به اکمل و تام مطابق با درصد تعیین شده برای مشارکت خود مردم در اختیار متولیان پروژه قرار داده اند، باید با چشمانی گریان شاهد انتقال پروژه به استان دیگری باشند؟
7- آیا این شهر با اهدای هزاران شهید برای دفاع از آرمان های اسلام و انقلاب باید به جای رسیدن به جایگاه واقعی و ایفای نقش مثبت در اقتصاد کشور شاهد جایگزین پروژه لامپ تصویر سازی با کارگاه تولید کننده مواد شیمیائی باشد که با اشتغال زائی چند نفره در بهترین نقطه شهر و در فرادست منبع تغذیه سفره آب های زیرزمینی محلی برای تخریب محیط زیست بکر و از همه مهمتر از بین رفتن زمین های کشاورزی باشد که بیش از 90 % مردم آن از آن طریق امرار معاش می کنند؟
8- آیا این شهر فرهنگی تاب تحمل این جفا را دارد که در دامنه کوه میشاب (مشرف به شهر) و در کنار همین جاده حادثه خیز شاهد ایجاد زندان سراسری برای نگهداری زندانیان خطرناک و تبعیدی از سراسر کشور باشد؟ (تبعات فرهنگی این کار و ضرورت ارتباط بدنه این افراد با زندان در محیط شهر چه آشوبی به پا خواهد کرد؟
9- آیا بزرگترین معدن کائولن جهان با بیش از چند صد میلیون تن ذخیره روباز که حتی نیاز به افزودنی های شیمیائی برای افزایش سفیدی کائولن را ندارد باید صرفا صادر کننده این منابع بطور خام و تحمیل هزینه ای تولید برای ساخت چینی در اصفان باشد؟ (این همه هزینه برای بهینه سازی مصرف سوخت-کاهش هزینه ها-اشتغال زائی آیا واقعا کارشناسی شده است؟
10- .................
11--............
12-................
.
.
.
نویسنده مطالب فوق می تواند صدها مورد از این جفاها را در حق مردم این شهر با استناد به مدارک مستدل در اختیار تابناک و هموطنان عزیز قرار دهد.
▪ در طی سالیان گذشته ورود کامیونهای بزرگ به علت بی احتیاطی رانندگان و نقص فنی و …. از طرف ورودی جنوبی شهر مرند مسبوق به سابقه است ولی حادثه امروز برگ دیگری بود از بی مسئولیتی و بی کفایتی مسئولان شهر در قبال اتفاقات اینچنینی.
انتظار داشتيم كه آن حادثه غمگين آخرين حادثه باشد ولي افسوس كه غلظ بود آنچه ما ميپنداشتيم
اما اين سوي سكه مادران و پدراني كه سراسيمه در صحن بيمارستان مرند اين سو و آن سو مي رفتند و به دنبال عزيزان خود بودند. مادري براي از دست دادن فرزند خردسال خود مويه مي كرد با التماس سراغ نشاني از فرزندش بود نام اورا مدام تكرار مي كرد در ذهن خود آنچه را كه براي آينده او چيده بود مرور مي كرد و مي گفت كه چرا بايد تقدير به اين زودي فرزند دلبندش را از او جدا كند و او را تا آخر عمر داغدار فرزند دلبندش كند و هر گز نتواند به آن سوي كه جنازه فرزندش را از زير لاشه هاي در هم پيچيده ماشينها بيرون كشيده شده بود نگاه كند .پدري كه صبح با بدرقه همسر و فرزندانش براي كسب روزي حلال توسط همسر و فرزندانش به بيرون از خانه بدرقه شده بود نمي دانست كه چه چيزي در انتظارش است . و دختر جواني كه پدرش تنها آرزويش ديدن او در لباس سفيد عروسي بود مي خواست وقتي فرزندش را با لباس عروسي ميبيند ببوسد و راهي خانه بختش كند نه اينكه او را ……… .
الان همه شهر رخت عزا بر تن دارند وبا خانواده هاي داغدار اين عزيزان اظهار همدردي مي كنند. خود را در غم از دست دادن عزيزان مصيبت ديدگان شريك مي دانند .
براي شفاي حادثه ديدگان و مجروحين حادثه دعا مي كنند . هرچند كه بر دوش كشيدن اين مصيبت جانكاه بسيار سخت است .
ما نيز به نوبه خود اين مصيبت را به اهالي شريف شهرستان مرند خانواده هاي داغدار و مصيبت ديده تسليت عرض نموده از درگاه ايزد منان براي بازماندگان اين عزيزان صبر مسئلت مي نماييم . همچنين براي كليه مجروحين اين حادثه از خداوند منان شفاي عاجل مسئلت مي نماييم .
▪ خداوند از تقصير مسئولان اين گونه فجايع نميگذرد. تا كي بايستي تاوان ندانم كاريهاي مديرانمان را بدهيم. تا كي چشم پوشي و تا كي بايد شاهد پر پر شدن گلهايمان باشيم. روزانه شاهد از دست رفتن الهام ها هستيم. اگر آمار درست در دست بود حتماً نشان ميداد كه سالانه ما شاهد زلزله هاي 8 ريشتري هستيم و بهمان تعداد قرباني ميدهيم. اما زلزله اي كه توان جلوگيري از آن را داريم.
▪ با تشکر از مدیریت محترم تابناک که خبر را منعکس کرد البته با سه روز تاخیر .
حادثه هولناکی بود روح رفتگان شاد و خانواده داغدارشان را خداوند صبر عنایت کند متاسفم از اینکه با کشته شدن فجیع 4 نفر هم وطن و سوختن و زخمی شدن حدود 30 نفر و با گذشت سالها از حوادث مشابه که هر سال اتفاق می افتد نه کسی بازخواست میشود و نه یک فکر اساسی میکنند .
▪ چرا این ندانم کاریها در کشور ما عادت میشود؟ چرا از فاجعه به این راحتی عبور میکنیم؟ چرا.... به الهامها فکر نمیکنیم؟
▪ این خودرو تانکر کم کم 40 سال از عمرش گذشته است.و متاسفانه هنوز اینگونه خودرو ها از طرف راهنمایی رانندگی معاینه فنی میگیرند.
▪ این است نتیجه نبودن اصول شهرسازی
▪ ایا این خبر را رانندگان کامیون با بار خطرناک می خوانند و ایا مسئولین در اموزش این قشر اهتمام لازم را بکار می بندد؟
▪ واقعاً متاسفم
بسيار ناراحت كننده و دلخراشه .... تسليت
▪ خدا به مادر الهام صبر بده
▪ اگر از شهروندان مرند بپرسید حتما چندین نمونه از این حوادث مشابه را که در این شهر اتفاق افتاده است بازگو خواهند کرد ولی افسوس که هرگز چاره ای برای این موضوع اندیشیده نمیشود. قبل از این که کمربندی این شهر افتتاح شود هر از چند گاهی ترانزیت های کشور ترکیه مثل همین تانکر با ترمز بریده وارد شهر میشدند که یکبار نیز خود بنده به عینه شاهد بودم که چطور تریلی هجده چرخ ترکیه با بار پنبه وارد ساختمان شهرداری مرند شده بود.
▪ به خانواده هاي داغدار بخصوص خانواده اين طفل معصوم تسليت ميگويم از نيروي انتظامي خواهان برخورد با متخلفين را دارم مرتضوي از بهبهان
▪ باز هم سوخت قاچاق ؟ کی باید جواب بده ؟
▪ با سلام .
من نميدانم كمربندي مرند براي دكور ساخته شده يا براي استفاده ماشينهاي سنگين؟ پليس محترم ورودي شهر مرند كجا تشريف داشتند كه داغ حسرت و غم را در دلهاي خانواده ها گذاشتند جواب وجدان خود را در مقابل اين بي توجهي چگونه خواهند داد.متاسفانه اين حادثه آخري نبود و نخواهد شد .
▪ سالهاست این اتفاقات در این شهر در همان مسیر از زمان قبل انقلاب میافتاد ومعمولا در محل پمپ بنزین ورودی یا خانه های مجاور کنترل میشد.
کدام کارشناس کنترل فنی را امضا کرده است؟
استاندارد بودن جاده ره کدام کارشناس تایید کرده است؟
گواهینامه راننده را چگونه داده اند؟
با یک حادثه همه چیز می بایست بررسی و بازنگری می شد ولی با صدها حادثه اب از اب تکان نمیخورد چون مردم خوبند واشنا به حقشا ن نیستند.اگر میلیونها دلار از متولیان جریمه در حادثه اول اخذ می شد این جنایت تکرار نمی شد.ولی افسوس...
▪ خدايا هيچ پدر و مادري حتي درد سر فرزندش رو نبينه
▪ با تاسف و ابراز همدری با آن مادر و خانواده حادثه بسیار تکان دخنده است . این کامیون همانطور که در تصویر مشخص است بسیار قدیمی می باشد . یکی از راه های جلوگیری از این حوادث تعویض این کامیونهاست که کم ه نیستند . ولی تا کی در این کشور مرم باید هزینه عدم کارایی مسئولین را بپردازند خدا می داند
▪ سلام تصاویر دردناک و تامل برانگیز است چرا باید این اتفاق بیفتد مقصر اصلی این گونه فجایع هیچگاه معرفی نمی شوند
▪ در کشور ما رسم شده همیشه پس از وقوع حادثه و وارد آمدن خسارتهای جانی و مالی موضوع جدی گرفته شود -تاز ه اگر جدی بگیرند - ولی چه فایده آیا الهام را هم می توانند به خانواده اش برگردانند ؟!!
▪ 28 سال پيش ماننداين اتفاق در همين مرند افتاد و 27 نفر جان ياختند(مرحوم پدرم يكي از آنها بود) و از آن زمان تقريبا" يك سال در ميان يك كاميون ترمز بريده وارد شهر ميشود! راستي كي مسول و پاسخگوست!؟
▪ يادم مي آيد چند سال پيش در اصفهان هم يك دستگاه تريلي ترمزش بريد و چند هم وطن را به كام مرگ كشاند جادارد مسئولان محترم نسبت به صدور گواهينامه هاي پايه يكم دقت بيشتري به خرج دهند
▪ من خودم مرندی هستم
از کودکی خاطره های زیادی در مورد این گونه حادثه ها یادمه. حالا این تانکر تخفیف داده و تا میدان مرکزی شهر نیومده!!
والا فاجعه می شد.
البته اینو بگم که با راه اندازی کمربندی کنارگذر شهر خیلی وقت بود که از این حادثه ها نداشتیم.
تانری الهام خانیمیم آناو آتاسینا صبر وئرسین.
▪ با سلام
ضمن ابراز تاسف از حادثه فوق
لطفاً مسئولین محترم قبل از اینکه کامیون های سنگین در شهر اهواز نیز حادثه تلخ دیگری بوجود نیاورده اند چارهای کرده واز ورود و تردد آنها از روی پل منطقه چهارشیر - کیانپارس جلوگیری کنند. هفته قبل یک تریلی 18 چرخ به رود کارون سرازیر شد که درصورت انحراف به راست جان خیلی ها را می گرفت . به همین راحتی .
▪ کامیون حامل این بارها باید در ساعات خاص و خلوت از روز یا شب امکان تردد داشته باشند.
▪ هرگز یادم نمی رود صحنه ای که اوایل انقلاب در مرند دانش آموز دوره راهنمایی بودم وشاهد و ناظر ترمز بریدن یک کامیون و کشته وزخمی شدن 30 الی 40 آدم وچندین ماشین ، درخت ،تیر برق ،مغازه و ... شدم ، الان هم که مرند می روم آن صحنه یادم می افتد و تنم می لرزه ، خدایا کی مسئولین جلوی این گونه حوادث را خواهند گرفت؟
▪ همه ورودی های شهر تبریز نیز خطرناک هستند بخصوص ورودی آذرشهر و جاده دیزل آباد و روزی نیست که تصادفی در آن اتفاق نیفتد. مسئولین استان با اینکه نقاط حادثه خیز آن را می دانند ولی اقدام نمی کنند چرا؟ ......
▪ تا کی باید شاهد همچین فجایع تلخی باشیم؟ آخر گناه الهام کوچولو چه بود؟ چه کسی باید جواب گو باشد؟؟
آه! ای خــــــــــــــــــــــــــــدااا
خدا به پدر و مادر الهام صبر بدهد

بر حاشیه برگ شقایق بنویسید گل تاب فشار در و دیوار ندارد
شهادت مظلومانه بی بی دو عالم ، بهترین زنان عالم ، بانوی پاک و بی نشان ، همسر مولای متقیان ، حضرت فاطمه زهرا (س ) بر همگان تسلیت باد
امید که از رهروان این بانوی بزرگ که بهترین و بالاترین آفریده خداست باشیم و در روز محشر مورد شفاعت ایشان قرار بگیریم.
التماس دعا
|
متن کامل وصیت نامه امام خمینی (ره)
| |||||
|
بِسْمِ اللهِ الْرَحْمنِ الْرَّحيمْ
|

كوپن پودر رختشويي براي نمايندگان مجلس هشتم
اعتماد نوشت: روز گذشته اعلاميهاي در تابلوي اعلانات مجلس جلب توجه مي کرد. اعلاميهاي که طي آن به اعضاي تعاوني مجلس اعلام شده بود از روز شنبه با در دست داشتن کالابرگ شماره 9 براي دريافت پودر ماشين رختشويي به تعاوني مجلس مراجعه کنند.
پس از رشد قیمت برنج و پودر شوینده؛
بهای تخممرغ هم افزایش یافت
درحالی كه اخبار بسیاری در مورد افزایش بهای تخممرغ در بازار انتشار یافته، معاون وزیر جهاد كشاورزی اعلام كرده كه كشور از واردات مرغ و تخممرغ بینیاز شده است. با وجود اینكه قیمت تخممرغ از اوایل سال به دلیل گرم شدن هوا و كاهش مصرف رو به كاهش گذاشته بود اما در چند هفته اخیر با افزایش روبهرو شده است. هر كارتن تخممرغ شامل پنج شانه تخممرغ متوسط كه در اوایل اردیبهشت ماه به ١٠ هزار تومان كاهش پیدا كرده بود در هفتههای اخیر به ١٦ تا ١٧ هزار تومان در بازار عمدهفروشی رسیده و بر همین اساس قیمت هر شانه تخممرغ به ٣٤٠٠ تا ٣٦٠٠ تومان رسیده است و هر شانه تخممرغ ماركدار حدود ٣٧٠٠ تا ٣٩٠٠ تومان به فروش میرسد. بنا به گزارش بانك مركزی هم متوسط نرخ خردهفروشی مواد خوراكی در تهران نشاندهنده افزایش ٤/١٣ درصدی قیمت تخممرغ در هفته منتهی به سوم خردادماه و افزایش ١/٢٦ درصدی قیمت آن در مقایسه با هفته مشابه ماه قبل است، متوسط قیمت هر شانه تخممرغ در هفته منتهی به بیست و هفتم اردیبهشتماه دو هزار و ٦٠٠ تومان بوده در حالی كه این رقم در هفته منتهی به سوم خردادماه به حدود سه هزار تومان افزایش یافت. بر اساس همین گزارش قیمت هر كیلو تخممرغ در ١٥ اردیبهشت ٨٥٣ تومان، در ١٨ اردیبهشتماه كیلویی ٩٨٥ تومان و در ٢١ اردیبهشتماه كیلویی ١٠٣٦ تومان بوده است. بنا به گفته فعالان بازار قیمت تخممرغ در فصل گرما همواره كاهش چشمگیری داشته است اما امسال این روند معكوس شده و قیمت تخممرغ از همین حالا رشد شدیدی داشته است. به اعتقاد فعالان بازار برای جلوگیری از بروز بحران در فصل سرما توجه به بحثهای نظارتی و حمایت از مرغداران برای كاهش هزینههای تولید ضروری است. درهمین حال معاون وزیر جهاد كشاورزی میگوید«در حال حاضر کشور ایران از واردات گوشت مرغ بینیاز است و امکان صادرات نیز فراهم شده است». معاون امور دام وزیر جهاد کشاورزی، اظهار داشت: با توجه به امکانات و تجهیزات موجود و توجه به مسائل علمی و بازسازی تاسیسات و تجهیزات از سوی تولیدکنندگان، تولید مرغ و تخممرغ به مراتب بیش از نیاز مصرف است و امکان صادرات نیز وجود دارد. وی همچنین با اعلام اینکه در سال گذشته با هدف تنظیم بازار، واردات مرغ به صورت ناچیز انجام شده است، بیان داشت: تولید مرغ و تخممرغ همواره تابع وضعیت بازار است. افزایش بهای تخممرغ در شرایطی صورت میگیرد كه نگرانیهای بسیاری در مورد آینده بازار برنج، پودرهای شوینده و بسیاری از كالاهای مصرفی دیگر وجود دارد، بهای تخممرغ نیز رشد جدیدی را تجربه میكند. این تحولات نیز در دورانی رخ میدهد كه وزیر بازرگانی به صراحت اشاره كرده بود قیمت انواع كالاهای مصرفی را كنترل كرده است.
بدون شرح
درمغز عاشقان چه ميگذرد؟
ناگفتههاي عشق
![]()
شور عشق، استارت يا سوخت
شور عشق، يعني همان احساساتي كه اوايل آشنايي با يك نفر، ما را مشغول ميكند و خواب و خوراكمان را ميگيرد، مبناي درستي براي زندگي مشترك نيست؛ يعني اين قبيل عواطف مثل استارت ماشين عمل ميكنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده كه آدم را به حركت درآورد. ولي ما نميتوانيم فقط با استارتزدن و باك ِ بدون بنزين حركت كنيم. شواهد زيادي هم براي اثبات اين نکته وجود دارد- مثلاً پژوهشگري به نام آرون تعداد زيادي از افرادي را كه دچار عشق حاد و آتشين بودند زير دستگاهي كه از كاركرد مغز عكس ميگيرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فكر كنند يا عكس آنها را نشانشان داد. كاركرد مغزي اين افراد نشان داد كه هنگام فكر كردن به معشوق، فقط آن قسمتهايي فعال ميشود كه مربوط به «پاداش فوري» است- همان قسمتهايي كه اگر گرسنه باشيم و غذا بخوريم فعال ميشود؛ يا در افراد معتاد به كوكائين، همان قسمتي كه بعد از مصرف مادهي مخدر به فعاليت ميافتد. اين قسمتهاي مغز، تشكر فوري را اعلام ميكنند، و يك چيز فوري طبعاً دوام زيادي هم ندارد. در حالي كه مغز، قسمتهاي ديگري هم دارد كه مربوط به پاداشهاي طولانيمدت است.
دو پژوهشگر ديگر به اسمهاي بارتل و ذكي آمدند همين كار را روي كساني کردند كه عشقشان تداوم پيدا كرده بود و به اصطلاح عشق رفيقانه داشتند- همان نوع عشقي كه شور و هيجانش از بين رفته اما صميميتش مانده و با مرور زمان، بيشتر هم شده است .عكس كاركرد مغز اين افراد نشان داد كه فكركردن به عشقشان قسمتهايي از مغز آنها را فعال ميكند كه مربوط به «پاداشهاي بلندمدت» است- همان قسمتهايي كه وقتي شما به شغل مورد علاقهتان فكر ميكنيد يا موسيقي مورد علاقهتان را گوش ميكنيد، يا در لحظات آرامش مذهبي، در ذهنتان فعال مي شود.
نتيجهي اين پژوهشها نشان ميدهد چون پاداش فوري هميشه تاييدکنندهي چيزهايي است كه قابل اتكا نيستند، عشق رمانتيك هم كه دستمايهي شعر و غزل و رمان و فيلمهاي زيادي شده است و چيز قشنگي هم هست قابل اتكا نيست. در عوض، عشق رفيقانه قابل اعتماد، اصيل و ماندگار است.
بعضي اقوام اصلاً نميدانند عشق چيست؟
عشق رمانتيك نه تنها كوتاهمدت و غيرقابل اتكاست كه حتي اصيل هم نيست. يعني اين طور نيست كه جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروريات زندگي محسوب شود. به نظر شما آيا در بين همهي اقوام و ملتها شور عشق وجود دارد؟ يعني مردم ِ همهي جوامع و فرهنگها عشق رمانتيك را به اين مفهومي كه ما ميشناسيم ميشناسند؟
دو پژوهشگر به نامهاي يانكويچ و فيشر، 166 فرهنگ و قوميت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبيات و هنرشان بررسي كردهاند و به اين نتيجه رسيدهاند كه در 147 فرهنگ، عشق رمانتيك وجود دارد؛ اما در 19 قوميت،هيچ شواهدي از اين عشق در ميان نيست؛ يعني در فرهنگ، ادبيات ، شعر و هنرشان هيچ اشارهاي به اين شور عاشقانه نشده است؛ اما تشكيل خانواده ميدهند، به خانوادهشان علاقه دارند و براي آنها فداكاري هم ميكنند. يعني آن رمانتيسيسم كه در ادبيات غربي و در ادبيات ايراني خودمان هم مي بينيم در آن فرهنگها معنايي ندارد. پس عشق رمانتيك چيزي نيست كه بگوييم لازمهي هر زندگي است؛ بلكه همان موتور محرك اوليه است. 19 قوميت از اين موتور استفاده نميكنند و ماشينشان بدون اين استارت هم روشن ميشوند.
در پژوهش ديگري از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسيدهاند كه «شما دوست داريد عشق رمانتيك مبناي ازدواجتان باشد يا نه؟»
90 درصد آنها جواب مثبت دادهاند. يعني گفتهاند «دوست داريم اين احساسات را تجربه كنيم.» اما بعد از چند سال، از همين افراد، بعد از ازدواجشان پرسيدهاند «آيا آن رمانتيسيسم اوليه در ازدواجتان وجود داشته يا نه؟» 33 درصد مردان و 75 درصد زنان گفتهاند در نهايت با فردي ازدواج كردهاند كه عاشقش نيستند و رابطهي رمانتيكي هم با او ندارند؛ يعني حتي خود افراد هم قبول دارند كه «عشق» نه شرط كافي براي ازدواج است و نه حتي شرط لازم.
عشق نوعي بيماري است؟
برخي از پژوهشگرها روي اين موضوع متمركز شدهاند كه «آيا عشق آتشين صرف نظر از عشق نافرجام، يك بيماري پاتولوژيك است يا نه؟» و جالب است بدانيد روانشناسان بيشترين شباهت را بين عشق و يک بيماري خاص رواني به نام وسواس اجباري مشاهده كردهاند. در اين بيماري، افكار خاصي به ذهن هجوم ميآورد كه فرد گريزي از آنها ندارد؛ اين افكار او را مجبور به ايجاد رفتارهاي خاصي ميكند كه اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زيادي ميشود. مثلا کسي عادت دارد هر شب 10 بار دستهايش را بشويد و اگر 8 بار اين كار را انجام بدهد درونش منقلب ميشود و نميتواند آسوده بخوابد.
عشق نه فقط در ظاهر و علايم باليني شبيه اين بيماري است، كه از نظر آزمايشگاهي هم به آن شباهت دارد. در بيماري وسواس اجباري، يك ناقل خاص در سلولهاي پلاكت خون بيمار افزايش پيدا ميكند. پژوهشگري به نام مارازيتي، افراد عاشق را به اين طريق آزمايش كرده و به اين نتيجه رسيده كه آنها هم درست همين حالت را دارند. پس عشق يک حالت وسواس اجباري ايجاد ميكند كه در آن فرد عاشق دچار افكار و عادتهاي خاصي ميشود كه نميتواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پي در پي با معشوق و فكر كردن مداوم به او كه عملكرد عادي ذهنش را مختل ميكند.
هوش عاطفيات را بالا ببر
با تمام اين حرفها، امروز دانشمندان به اين نقطه رسيدهاند كه «اگر عشق و احساسات قابل اتكا نيستند پس چه چيز قابل اتكا است؟» يعني چه چيزهايي بايد وجود داشته باشد تا عشق افراد پايدار بماند. ابتدا نظريهاي شكل گرفت كه اگر برخي شباهتهاي اوليه بين افراد وجود داشته باشد صمميت و رفاقت بيشتري بين آنان به وجود ميآيد كه ميتواند ازدواج موفق را تضمين كند. اما تجربه نشان داد كه اين اتفاق هم نميافتد. آقاي اشتنبرگ كه مثلث عشق را ارائه كرده بود به اين نتيجه رسيد كه خيلي از طلاقها، بر خلاف انتظار، در مواردي اتفاق ميافتد كه انتخاب اوليه اشتباه نبوده است. يعني افراد در ابتداي ازدواج، شباهتهايي به هم داشتهاند اما پس از ازدواج تغيير كردهاند. پس خيلي وقتها مشكل اينجاست که آدمها تغيير ميكنند؛ اما با هم تغيير نميكنند: در دو مسير يا با سرعتهاي متفاوتي تغيير ميكنند. پس حالا اين سوال به وجود ميآيد که «اگر شباهت اوليه هم ضامن صميميت نيست پس چه چيز ميتواند صميميت و رفاقت درازمدت بين زوجها را تضمين كند؟»
پژوهشهاي زيادي نشان دادهاند كه هوش عاطفي يكي از مهمترين عوامل موفقيت ازدواج است. هوش عاطفي نوعي از هوش است كه به ما كمك ميكند به احساساتمان آگاه باشيم. بتوانيم عواطفمان را خوب بيان كنيم. آنها را خوب كنترل و هدايت كنيم. ظرفيت هاي خودمان را بشناسيم و در مجموع يك حس مثبت كلي نسبت به خودمان داشته باشيم. از طرف ديگر بتوانيم عواطف فرد مقابلمان را درك كنيم و نسبت به آن واكنش اجتماعي يا بين فردي مناسب داشته باشيم.
هوش عاطفي به ما كمك مي كند كه وقتي دچار تعارض در احساساتمان ميشويم فرو نريزيم و بتوانيم به عنوان مسالهاي معمولي حلش كنيم .اين نوع هوش، يک چيز ذاتي نيست و در شرايط محيطي شكل ميگيرد و در ميان تمام عوامل موثر در موفقيت در ازدواج، كليديترين نقش را دارد؛ اگر دو طرف داراي هوش عاطفي بالايي باشند ميتوانند بفهمند كه چطور همراه و همگام با تغيير احساسات و عواطف يكديگر تغيير كنند تا زندگيشان به رشد و صميميت بيشتري منجر شود.
چه قدرعاشق هستيد؟
عشق هم بالاخره اتفاقي است که به قول شاعر، خواه ناخواه رخ ميدهد. براي خيلي از روانشناسها مطالعه اين پديده جالب است. بعضيها مانند استرنبرگ حتي نظريهاي علمي درباره عشق دارند. استرنبرگ معتقد است که يک عشق کامل سه جنبه دارد. اولين جنبه، وفاداري به معشوق است، دومي، احساس صميميت نسبت به او و سومي، داشتن ميل جنسي به معشوق است. به نظر استرنبرگ، هر کدام از اينها که وجود نداشته باشد، يک جاي کار دارد ميلنگد. پرسشنامه زير خيلي به جزييات عشق کاري ندارد و ميخواهد به طور کلي بگويد که آيا شما عاشق هستيد يا نه؟ اين تست در دانشگاه نورس ايسترن بوستون تهيه شده است و خوب، معلوم است که بيشتر براي دانشجوها کاربرد دارد.
چگونه از اين تست استفاده کنيم؟
عبارات زير را بخوانيد. معشوقتان را تصور کنيد و نام معشوقتان را به جاي کلمه او بگذاريد. حالا اگر با هر عبارت به طورکامل موافق بوديد، عدد 7، اگر نسبتا موافق بوديد، عدد 6 ، اگر کمي موافق بوديد عدد 5، اگر عبارت را هم درست ميدانستيد و هم غلط (يعني در مورد نظرتان مطمئن نبوديد)، عدد 4، اگر با آن کمي مخالف بوديد، عدد 3، اگر نسبتا مخالف بوديد، عدد 2 و اگر بهطور کامل مخالف بوديد عدد 1 را جلو عبارت بنويسيد.
1) براي رسيدن به او خيلي عجله دارم. ?
2) او را خيلي جذاب ميدانم. ?
3) او نسبت به بيشتر مردم، عيبهاي کمتري دارد. ?
4) براي او هر کاري که لازم باشد، انجام ميدهم. ?
5) به نظر من، او خيلي دلربا است. ?
6) دوست دارم احساساتم را با او در ميان بگذارم. ?
7) وقتي با هم کاري را انجام ميدهيم، کار برايم خيلي خوشايند است. ?
8) دوست دارم که او حتما مال من باشد. ?
9) اگر اتفاقي براي او بيفتد؛ خيلي ناراحت ميشوم. ?
10) خيلي وقتها به او فکر ميکنم. ?
11) خيلي مهم است که او به من علاقه داشته باشد. ?
12) وقتي با او هستم، کاملا خوشحالم. ?
13) برايم دشوار است که براي مدتي طولاني از او دور باشم. ?
14) خيلي به او علاقه دارم. ?
راهنماي نمرهگذاري:
حالا عددهايي را که جلوي هر عبارت گذاشتهايد، با هم جمع بزنيد.
• شمايي که بالاي 89 نمره آوردهايد، وضعتان خراب است. شما بدجوري عاشق شدهايد و اگر صادقانه به پرسشها پاسخ دادهايد، در عشقتان هيچ شکي نميتوان کرد.
• اگر نمرهتان حول و حوش 78 تا 88 ميچرخد، شما هم به احتمال خيلي زياد عاشق هستيد و چيزي نمانده است که در بالاي قله عشق بايستيد.
• اما اگر نمرهتان بين 68 تا 77 باشد، احتمال کمتري وجود دارد که عاشق باشيد. اما شما هم به هر حال عاشقايد.
• کساني که از 68 پايينتر آوردهاند، بهتر است که خودشان را گول نزنند. به احتمال زياد چندان عاشق نيستند.
• کساني که از 58 پايينترند، به هيچوجه عاشق نيستند. اين گروه بهتر است پيشه
|
مصوبه افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان ابلاغ شد | |
|
معاون اول رئیس جمهوری مصوبه افزایش حقوق کارمندان، بازنشستگان و مستمریبگیران در سال جاری را برای اجرا ابلاغ کرد. | |
|
هیئت وزیران به منظور ایجاد بستر لازم برای اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری و در راستای اجرای قانون بودجه 1387 کل کشور و با هدف منطقی کردن حقوق و مزایای کارکنان خود، ضریب حقوق کارمندان شاغل، بازنشستگان و مستمری بگیران را تعیین کرد.... |
تقدیر از شافعی و تبریک به سازدار
امروز ششم خردادماه آخرین روز کاری مجلس هفتم وفردا هفتم خردادماه آغاز اولین روز از دوره چهارسالگی نمایندگی مجلس هشتم است . بایستی قدردان زحمات حاج کریم شافعی بوده و ضمن تبریک انتخاب مهندس سیروس سازدار در جهت توسعه و عمران منطقه همه حامی و یار و یاور وی باشیم .


بازار نابسامان؛ دستاورد مدیریت
عیسی كلانتری

توجیه نابسامانیهای اخیر بازار به استناد افزایش قیمتهای جهانی یا نبود ابزارهای لازم برای تنظیم بازار در شرایطی كه داعیه مدیریت جهانی داریم، پذیرفتنی نیست و امری قابل تامل است.
به نظر میرسد میزان گرانی و افزایش قیمت كالاها در بازار داخلی، چندان ارتباطی با افزایش قیمتهای جهانی نداشته تا بتوان به استناد آن نابسامانی كنونی بازار برخی كالاها را توجیه كرد. مشكل اصلی ناشی از سوء مدیریت در بخش بازرگانی و به طور عام در مدیریت كلان كشور است.
در واقع وضعیت كنونی تولید و بازار ناشی از خودمحوری در سیاستگذاری هاست؛ چرا كه سیاستگذاران بدون پشتوانه كارشناسی لازم سیاستهایی را اتخاذ كردهاند كه وضعیت كنونی تولید و عرضه از جمله پیامدهای آن است. سیاستگذارانی كه حتی به هشدارهای كارشناسان مانند نامه 50 اقتصاددان یا صاحبنظران بخش كشاورزی در زمینه پیامدهای اتخاذ چنین سیاستهایی توجهی نكردند.
در شرایطی كه با وجود ضرورتهای غیر قابل انكار و هشدارهای كارشناسان، طی سالهای اخیر سرمایهگذاری لازم در بخش كشاورزی صورت نگرفته یا اقدام قابل توجهی برای افزایش تولید محصولات مختلف به عمل نیامده، دستاندركاران بخش، فریب افزایش بارش چند سال اخیر را خورده و به خودكفایی در تولید برخی محصولات كشاورزی دلخوش كردند، اما شرایط نامساعد جوی در سال زراعی كنونی، واقعیتهای ناكارآمدی این سیاستگذاری را آشكار كردهاست به نحوی كه با وجود ادعای خودكفایی یا افزایش تولید برخی محصولات كشاورزی، امسال نیازمند واردات حداقل 6 میلیون تن گندم و مقادیر قابل توجهی جو، برنج و برخی دیگر از محصولات كشاورزی هستیم.
مسئولان وزارت بازرگانی نبود ابزار مناسب برای تنظیم بازار و ناهماهنگی دستگاههای مؤثر در تنظیم بازار را از جمله علل نبود توفیق در مهار قیمتها قلمداد میكنند اما باید پرسید این وزارتخانه چه ابزاری را در اختیار نداشته كه نتیجه آن نابسامانی كنونی بازار است.
آیا دستگاههایی مانند گمرك، بانكهای دولتی و غیره از زیرمجموعههای دولت محسوب نمیشوند كه از همكاری نكردن آنها بهعنوان عامل نبود توفیق در تنظیم بازار یاد میشود یا این كه دولت قادر به مدیریت و ایجاد هماهنگی بین دستگاههای زیر مجموعه خود نبوده است؟ به نظر میرسد مشكلات كنونی بازار تنها بهدلیل نظام عرضه و تقاضا نبوده و نظام اقتصادی كشور بهدلیل ناكارآمدی مدیران با مشكل مواجه شده است.
بررسی وضعیت تولید، واردات و قیمت كنونی برنج در بازار بیانگر واقعیت تلخ این گونه سیاستگذاری است.
گرچه آمار حدود 2 میلیون تنی تولید برنج در سال زراعی گذشته چندان واقعی به نظر نمیرسد اما اگر تولید یك میلیونو 600 تا 700 هزار تن برنج در این سال را بپذیریم، برای تامین نیاز 2 میلیون و 250 هزار تنی بازار بر اساس سرانه مصرف 35 كیلوگرم برای هر نفر و 70 میلیون نفر جمعیت كشور، نیازمند واردات حدود 550 هزار تن برنج بودهایم این در حالی است كه در سال زراعی گذشته یك میلیونو 600 هزار تن برنج وارد شده و با وجود این، روند افزایش قیمت این محصول نیز سیر صعودی داشته است.
از سوی دیگر تاثیر افزایش قیمتهای جهانی این محصول در نابسامانی بازار داخلی نیز قابل توجیه نیست چرا كه قیمت هر تن برنج هندی وارداتی كه تا پیش از این 700 دلار بوده با افزایش اخیر قیمتهای جهانی به هزار تا 1100 دلار افزایش یافته است.
باوجود این و در نظر گرفتن هزینه حملونقل، واردات و سود معقول واردكننده، قیمت كنونی هر كیلو برنج وارداتی در بازار داخلی باید حداكثر حدود 1500 تومان باشد این در حالی است كه اكنون هر كیلو برنج باسماتی درجه یك هندی با قیمت 4 هزار تومان به فروش میرسد.
* دبیركل خانهكشاورز







بدون شرح