
|
اعتراض شدید سازدار به مننتفی شدن استیضاح |
|
سيروس سازدار به عنوان يکي از استيضاح کنندگان وزير جهاد کشاورزي به خارج شدن بررسي اين استيضاح از دستور کار امروز مجلس اعتراض کرد و به نشانه اين اعتراض جلسه امروز مجلس را ترک کرد.
نماينده مرند و جلفا در تذکري خطاب به رئيس مجلس با تاکيد بر اينکه به جز دفاع از حقوق کشاورزان نيت ديگري ندارد، اظهار داشت: متاسفانه رئيس مجلس مواد 17 و بند 11 ماده 23 آيين نامه را زير پا گذاشت که من نسبت به آن اعتراض دارم. وي تاکيد بر اينکه رئيس مجلس موظف به حفظ منافع و استحکام مجلس و دفاع از حقوق نمايندگان است، ادامه داد: رئيس مجلس به استناد کدام ماده قانوني از دفاع از حقوق نمايندگان و مجلس کوتاه آمد است. سازدار با بيان اينکه جايگاه مجلس در وضعيت کنوني بيش از هر زمان ديگري زير سوال رفته است، از لاريجاني پرسيد با کدام دليل وجدان خودتان را راضي کرديد،مجلسي که از نظر امام خميني (ره) در راس امور است، اين گونه مورد تضعيف قرار گيرد. وي افزود: به خداوندي خدا و خون سيدالشهداء، هر کس که بخواهد مجلس را تضعيف کند، مورد بخشش ملت بزرگوار ايران قرار نخواهد گرفت. اين عضو فراکسيون خط امام (ره) با بيان اينکه استيضاح وزير کشاورزي از نصاب نيفتاده است، خاطرنشان کرد: انتظار داشتيم که رئيس مجلس بيطرفي خود را حفظ ميکرد نه اينکه طي جلسهاي در شب گذشته به طور گزينشي با برخي از استيضاح کنندگان جلسه برگزار کنند. وي پرسيد، منافع مملکت مهم است يا ابقاي يک وزير ضعيف پشت ميز کارش؟ چرا نگذاشتيد استيضاح انجام شود و در حاشيه آن، بار ديگر براي وزير راي جمع ميکرديد. سازدار در ادامه تذکر خود افزود: براي دفاع از حيثيت مجلس و استيفاي حقوق نمايندگان و دفاع از حقوق کشاورزان ، جلسه امروز مجلس را ترک ميکنم. لاريجاني در پاسخ به وي گفت: اجازه بدهيد جوابتان را بدهم، بعد مجلس را ترک کنيد. رئيس مجلس در واکنش به سخنان سازدار که گفته بود استيضاح وزير جهاد کشاورزي از نصاب نيفتاده است، اظهار داشت: من اسامي کساني را که امضايشان را پس گرفتهاند، در جيبم دارم. من امين شما هستم و اين موضوع را از طرف استيضاح کنندگان بررسي کردم اين استيضاح نصاب لازم را براي بررسي در جلسه امروز ندارد. وي همچنين در واکنش به سخنان نماينده مرند که گفته بود استقلال مجلس زير سوال رفته است، تاکيد کرد: استقلال مجلس حفظ شده و نمايندگان خودش پذيرفتند که استيضاح وزير کشاورزي در مسير کارشناسي پيگيري شود. لاريجاني با تاکيد بر اينکه حقوق مجلس سر جايش است، ادامه داد: جايگاه مجلس ايحاب ميکند که به مسايل توجه شود. نمايندگان هم با توجه به همين مسايل تصميم گرفتند. وي خطاب به سازدار ادامه داد: اگرچه شما در جلسه شب گذشته حضورنداشتيد، اما دوستان اصلاح طلب شما حاضر بودند و مساله از نظر ما روشن است. سازدار با بيان اينکه از پاسخهاي لاريجاني قانع نشده است، جلسه امروز مجلس را ترک کرد. اين درحالي بود که نمايندگاني همچون ملک محمدي، کوهکن، نجابت و... قصد داشتند مانع از خروج وي شوند. |
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 20:1 توسط حجت عبدالرحمانی
|
غزه و مسیح...
(یادداشت سیدعطاء الله مهاجرانی)
به دوستی که در قطار با او آشنا شده بودم زنگ زدم. همان که هر دهه از گذران عمرش را در سرزمینی گذرانده بود... شش دهه در شش گوشه جهان...بهانه مناسبی هم پیش آمده بود. میلاد مسیح...از سویی می خواستم ببینم به غزه چگونه نگاه می کند؟
میلاد مسیح و آغاز سال نو میلادی و بمباران غزه و دهه نخست محرم در هم آمیخته شده است....
جوانان فلسطینی که در شیلی زندگی می کنند، در برابر سفارت اسراییل جمع شده بودند. با شعار برای غزه و نیز صدای طبل ها. ریتم تند رپ رپ طبل ها. و اشکی که از چشمان جوانان می جوشید و صدای آوار بمب ها بر غزه و کودکی که در آغوش پدر به بیمارستانش می برند. وقتی کودک چهار پنج ساله را روی برانکارد می خوابانند، پرستار پلک چشم کودک را باز می کند و رها می کند . تمام کرده است. تمام؟ کودک را در پارچه سفیدی می پیچانند. سهم او از زندگی همین بود...
به دوستم گفتم امروز من تلخم. ببین در برابر چشم دنیا چگونه غزّه دارد بمباران می شود. آن وقت وزیر خارجه اسراییل با کت سفید که لابد نشانه صلح است می گوید؛ در غزه هیچ مشکل و مساله انسانی وجود ندارد.
جان لبخند زد! گفت: گلی به جمال همین خانم! یادت هست رایس می گفت بمباران های لبنان صدای تولد کودک خاورمیانه جدیدست! نکته ای برایت بگویم. بگذار متن کتاب را نشانت بدهم. در گوشه کتابخانه بزرگ جان نشسته ایم. سالن کتابخانه مثل سالن یک قصر است. چیزی شبیه کتابخانه و دفتر کار ابراهیم گلستان. یک نیم دایره با هفت پنجره، در میان پنجره ها قفسه های کتاب، چوب بلوط...کتاب ها به زبان های اروپایی و عربی و فارسی و اردو و سانسکریت...
" تو کتاب تربلینکا را خوانده ای؟"
در ذهنم خاطره ای درخشید...مهتابی اتاقمان در خوابگاه همدانیان در اصفهان و کتاب تربلینکا که فریدون مختاریان داده بود بخوانم. گفته بود: این کتاب به روح انسان شلاق می زند... تا صبح با عدنان کتاب را می خواندیم...عدنان آن شب دو بسته سیگارش را تمام کرد.
گفتم خیلی سال پیش کتاب را دیده ام. گفت منظورم مقدمه ای است که سیمون دو بوار بر کتاب نوشته. به یک موضوع خیلی مهمی اشاره کرده است. یهودیانی که در اردوگاه های مرگ کشته می شدند. مرگ خود را پذیرفته بودند. علاوه بر آن، در کشتن یک دیگر سهیم بودند. با خود می گفتند اگر ما این کار را نکنیم دیگری انجام می دهد. شاید هم گمان می کردند آن چه بر سرشان آمده قضای آسمانی است.
اسراییلی ها گویی هنوز نفهمیده اند که نگاه مسلمانان به مرگ متفاوت است. کسی که نگاهش به مرگ متفاوت باشد. به زندگی هم نگاه متفاوتی دارد. یهودیان در برابر اقتدار آهنین ارتش آلمان و شیوه رفتار اس اس ها و پلیس گشتاپو مثل بره ای در برابر گرگی گرسنه بودند. فلسطینی ها این گونه نیستند. چرا اسراییلی ها نمی فهمند. دیشب دیدم زنی فلسطینی با یک نظامی اسراییلی گلاویز شده بود. لوله مسلسل را گرفته بود و فریاد می زد. با انسان هایی که از مرگ نمی ترسند نمی توان با زبان رعب سخن گفت.
جان کتاب تربلینکا را ورق زد. ببین این نخستین عبارت سیمون دو بوار است. جان متن را به فرانسه خواند: "چرا یهودیان اجازه دادند آن ها را مثل گوسفند به مسلخ ببرند؟"
این پرسش بسیار مهم است. البته اشتاینر در این کتاب کوشیده نشانه هایی از مقاومت را معرفی کند. اما همو هم می گوید جریان غالب تسلیم در برابر واقعیت بود. در جنگ سال 1967 اسراییل ارتش مصر و سوریه و اردن را در ظرف شش روز شکست داد و شد ارتش افسانه ای. حالا شش روز است دارد شب و روز غزه را بمباران می کند. تازه دارند از آتش بس حرف می زنند. دارد می شود مثل جنگ تابستان 2006 لبنان...لبخند و زد و گفت: می گویند ایرانی ها هم دست دارند!
به گزارش همیلتون- بیکر در باره عراق اشاره کردم و گفتم: در آن گزارش آمده است هر سنگی را که تکان بدهید از زیر سنگ ایرانی می جوشد! جان گزارش را نخوانده بود.
گفتم: مسیح که متولد شده بود. پیش از همه چند روحانی زرتشتی ایرانی- مغان- به خانه مریم رفتند و تهنیت گفتند :" کجاست آن مولود که پادشاه یهود است که ستاره او را در مشرق دیده ایم!" و هدایای خود را طلا و کندر و مرّ نثار مسیح کردند...
جان باب دوم متی را از حفظ خواند. پرسید: باید دید این بار هم ایرانیان در ستاره ای که از شرق طلوع می کند چه دیده اند!
گفتم این شعر سمیح القاسم را شنیده ای:
قتلونی و انتحلوا
وجهی مرارا
مرا کشتند و چهره ام را بارها پوشانیدند.
اکنون آن چهره بر آفتاب افتاده است. دیگر کسی نمی تواند صدای غزه را انکار کند. حتی اگر مهمترین خبر تلویزیون در غرب این باشد که دوقلوهای سیاه و سفید به دنیا آمدند...
صدای بمباران غزه، در رپ رپ طبل ها در سانتیاگو به گوش می رسد.
پرسیدم اگر مسیح همین روز ها در فلسطین ظهور کند؟
گفت:" بار دیگر او را به صلیب می کشند. اما این بار...جان مکث کرد و ناگاه به فارسی تکه ای از شعر شاملو را خواند:
اکنون
هر زن
مريمي است
و هر مريم را
عيسايي بر صليب است
بي تاج خار و صليب و جل جتا
بي پيلات و قاضيان و ديوان عدالت...
گفتم: این بار فلسطینی ها سلاح آبائی را صیقل داده اند...موقع خداحافظی جان گفت: جمعه ها خانه ما، این هم کتابخانه تو...
سال ها پیش از مادر بزرگ پدری ام شنیده بودم: که هر لقمه نام و نشانی دارد، که روزی چه کسی است. او می خواند:
بر سر هر لقمه نوشته ست عیان
که بود مال فلان بن فلان
حالا دیگر تردیدی ندارم که در گذار زندگی آشنایی با برخی انگار در سرنوشت ما رقم خورده است. انسان هایی که به تعبیر شریف رضی از زمان و زمین فراترند.
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 19:56 توسط حجت عبدالرحمانی
|

|
نامه همسر خاتمی به همسر پادشاه قطر |
|
|
ایلنا: همسرسيد محمدخاتمي در نامهاي خطاب به همسر پادشاه قطر،خواهان فراخوان دولتها و ملتها براي حمايت از مردم فلسطين شد.
زهره صادقي، همسر سيد محمد خاتمي در اين نامه تاکيدکرده است که امروز همه بايد عليه جنايات غزه فرياد بزنيم و مظلوميت اين ملت را به گوش جهانيان برسانيم.
در پي ارسال پيام تبريک عيد قربان از سوي همسر پادشاه قطر به زهره صادقي، همسرسيد محمدخاتمي به اين پيام پاسخ داد. متن کامل اين نامه بدين شرح است:
به نام خدا
سرکارعالي خانم شيخه موزه بنت ناصر المسند
تقدير بر اين بودکه اين پاسخ هنگامي داده شود که غزّه مظلوم در طوفان آتش و خون و جناياتکم نظيرتروريستهاي اشغالگرگرفتار شده است. امروز وجدان انساني و شرف اسلامي ايجاب ميکند که همه عليه اين جنايات فرياد بزنيم و مظلوميت ملتي که بخشي از آن آواره و بخش ديگر در سرزمين خود تحت اسارت و سرکوب اشغالگران به سر ميبرد را به گوش جهانيان برسانيم و ملتها و دولتها را به حمايت از مظلومان و دفاع از حقوق ملت مظلوم فلسطين فراخوانيم. مطمئناً صداي اعتراض ما زنان و حمايتمان از فلسطينيان مظلوم ميتواند اثري مضاعف داشته باشد. |
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 19:45 توسط حجت عبدالرحمانی
|
انتخابات پلی به سوی آینده
عبدالله نوری آرام به آینده می اندیشد
عبدالله نوری تصمیم خود برای شکستن سکوت را گرفته واگرشانسی برای پیروزی و حتی تایید صلاحیت در انتخابات پیش رو را نداشته باشد،انتخابات ریاست جمهوری بهانه یا پلی است برای او و هوادارانش که به صورت جدی وارد عرصه شوند.
به رغم طرح اسامی سید محمد خاتمی، مهدی کروبی و میر حسین موسوی، هواداران عبدالله نوری همچنان برروی وی به عنوان کاندیدای مطلوب در انتخابات ریاست جمهوری تاکید دارند .
به گزارش«فردا» هر چند عبدالله نوری فضای بسیار کمتری نسبت به سایر کاندیداهای احتمالی اصلاح طلب، در رسانه ها را به خود اختصاص داده، اما قرائن و شواهد موجود نشان از آن دارد که وی نیز عزم خود را برای حضوردر انتخابات جزم کرده است.
نوری که بعد از محکومیت و تحمل سه سال زندان انتظار می رفت، فعالیت های سیاسی خود را از سر بگیرد، سیاست سکوت در پیش گرفت و تنها به جلسات آخر ماه در منزلش بسنده نمود. با شروع مباحث مربوط با انتخابات ریاست جمهوری دهم، و همزمان با طرح نام هایی چون مهدی کروبی، سید محمد خاتمی، محمد رضا عارف و میر حسین موسوی در جناح اصلاح طلب، سازمان دانش آموختگان دفتر تحکیم وحدت(سازمان ادوار دفتر تحکیم) هم نام عبدالله نوری را به عنوان کاندیدای احتمالی انتخابات مطرح کرد.
هر چند احزاب اصلاح طلب استقبال چندانی از کاندیداتوری وی به عمل نیاوردند و مطرح کردن نوری را بحثی انحرافی به منظور تحریم انتخابات خواندند، اما طرفداران کاندیداتوری نوری این ادعا را تکذیب کرده و بر نامزدی نوری به عنوان کسی که می تواند اصلاحات را از وضعیت بلاتکلیفی و آشفتگی نجات دهد، تاکید کردند.
در شرایطی که نام میر حسین موسوی این روزها بسیار جدی تر از گذشته برده می شود، مهدی کروبی هم سفرهای استانی خود را آغاز کرده و طرفداران خاتمی هم همچنان امید دارند وی به انتخابات ورود کند، حامیان عبدالله نوری پا پس نگذاشته و جدی تر از گذشته با راه اندازی سایت "خرداد" بر کاندیداتوری وی تاکید کرده اند.
در این میان رفتار عبدالله نوری نیز قابل تامل است. او که سال ها سیاست سکوت در پیش گرفته بود،اخیرا سکوت چند ساله را شکسته و طی چندین جلسه دیداربا شخصیت ها و گروه ها و انجمن ها سخنانی بر زبان جاری کرده که نشان از پایان گوشه نشینی او دارد.
او اخیرا در جمع اعضای کانون صنفی و سازمان معلمان ایران که از وی برای حضور در انتخابات دعوت کرده اند، سخنانی ایراد کرده که تمایل وی بر حضور در عرصه سیاست را آشکار می سازد. بویژه که نوری در این سخنان سعی کرده برخی شائبه ها یا اتهاماتی که برخی اصلاح طلبان غیر مستقیم علیه وی مطرح کرده اند، پاسخ گوید.
بر اساس شنیده های خبرنگار «فردا» عبدالله نوری تصمیم خود برای شکستن سکوت را گرفته واگرشانسی برای پیروزی و حتی تایید صلاحیت در انتخابات پیش رو را نداشته باشد،انتخابات ریاست جمهوری بهانه یا پلی است برای او و هوادارانش که به صورت جدی وارد عرصه شوند.
آنچه در زیر می آید بخشی از سخنان نوری در جمع اعضای کانون صنفی و سازمان معلمان ایران است که حاوی نکات مهم وقابل تاملی است.
عبدالله نوري با استقبال از مسائل مطروحه به بيان ديدگاه هاي خود پرداخت و ابتدا در مورد پيش داوري در مورد گذشته گفت: "در مورد تصمیم گیری ها در زمانهای مختلف باید در همان زمان قرار گرفت و شرائط آن دوره را بررسی کرد و سپس نسبت به صحت و سقم تصمیم اتخاذ شده قضاوت کرد. البته باز هم ممکن است تصمیم اتخاذ شده مورد نقد قرار گیرد و لکن شاید بررسی ها و نقد ها منصفانه تر صورت پذیرد."
عبدالله نوری سپس با اشاره به فروپاشي سلسله صفويه به عنوان يک مثال تاريخي گفت: " چنانچه شاه سلطان حسین به دلیل ضعف و زبونی و وادادگی تسلیم را بر مقاومت ترجیح داده باشد نسبت به او به گونه ای قضاوت می شود و چنانچه وی بر مبنای درکی که از شرایط آن زمان داشت، بین ادامه حکومت و احساس خطری که نسبت به تاراج گنجینه های ملی و امنیت مردم می کرده است، تداوم حکومت را انتخاب نکرده است قضاوت به گونهء دیگری خواهد شد اگر چه باز هم ممکن است ده ها نقد به رفتار و یا عملکرد او وارد باشد."
وي با بیان مثال دیگری گفت: "امروز ممکن است بسياري بگويند که جنگ بايد پس از فتح خرمشهر خاتمه مي يافت. اما در آن زمان تا آنجا که من به خاطر دارم مرحوم امام نسبت به ورود به عراق تردید داشتند. بعدها مطرح شد که مرحوم بازرگان و دوستان ایشان خواستار توقف جنگ در همان زمان شده بودند. زمانیکه به اتفاق آقاي اشکوري در زندان اوین بودم راجع به مباحث آن دوران از ایشان پرسيدم موضع گیری مرحوم بازرگان دقيقا در چه زماني بوده؟ آيا بلافاصله پس از آزاد سازي خرمشهر بوده که اگر در آن زمان بوده باشد بسیار مهم است چرا که در اوج پیروزی نگران آتیه مبهم جنگ و احتمال شکست بوده و يا پس از شکست عملیات رمضان؟ که اگر در آن زمان بوده باز هم قابل توجه است و لکن دیگر از اهمیت قبلی برخوردار نیست و شاید افراد گوناگونی در آن مقطع و یا به مرور همین نظر را پیدا کردند که ايشان پس از مدتي گفتند موضع آقایان مربوط به زمان پس از عملیات رمضان بوده است."
عبدالله نوری در ادامه با تاکید بر اینکه "باید به شرایط تاریخی که هر نظری در آن مطرح می شود توجه کرد و نسبت به آن زمان ارزش گذاری نمود" افزود: "در آغاز انقلاب و در شرایطی که فضای تندروی و افراط بر اکثریت نیروهای انقلابی حاکم بود و حتی کسانی که از برخی روندها حمایت نمی کردند مخالفتی هم با آنها نداشتند، که من هم اغلب اینگونه بودم، بودند کسانی نظیر مرحوم مهندس بازرگان که بر اجرای عدالت، دوری از خشونت، رعایت حقوق متهمان و یا درک مسائل بین المللی و تصمیم گیری معقول و در چهار چوب مصالح و منافع ملی و بهره گیری از زبان دیپلماتیک و ... تاکید می کردند، این حرفها شاید در فضای امروز پس از سی سال از سوی بسیاری از افراد گفته شود اما طرح چنین سخنانی در آن زمان دارای ارزش تاریخی است."
در ادامه و در پاسخ به پرسش برخی حاضران در مورد نظر وی راجع به حضور خاتمی در انتخابات گفت: "در مورد حضور آقای خاتمی نکاتی که به نظرم می رسیده است به ایشان گفته ام."
عبدالله نوری در پایان در ارتباط با حضور خود در انتخابات ریاست جمهوری با بیان شرائط و وضعیت کنونی کشور و نگرانی های عمیقی که در زمینه های مختلف وجود دارد مسائل و معضلات بخش آموزشی کشور را نیز از سایر بخشها جدا ندانست و گفت: "در شرائطی که ابهام در قانون، انحطاط در اخلاق، نگرانی عمیق در بخش اقتصاد، نفاق و دروغ در گفتار و رفتار و ده ها معضل دیگر وجود دارد برای هر تصمیمی نیاز به تدبر و هم فکری بیشتر است. امیدوارم شرائط به گونه ای پیش برود که شاهد توسعه و اعتلاء کشور و خوشبختی و آسایش مردم و عزت و عظمت ایران و اسلام باشیم و ان شاء الله نگرانی های بجا و درست شما عزیزان در بخش آموزش نیز برطرف گردد."
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 19:29 توسط حجت عبدالرحمانی
|

سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش
به لحظه هاي پـرازحزن غرق درد و ملامش
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زيـنـب
بـه بــي نـهــايــت داغ دل شـکــستــه زيـنـب
سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل
بـه نـا اميـدي سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر
بـه کـام خـشک اذان گـوي زيـر نـيزه و خنجر
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 0:1 توسط حجت عبدالرحمانی
|
غزه در آتش و خون

غزه!
دخترك معصوم.
سیهچشم، میان باریك، گندمگون!
با رقه شرقی نگاهت، در واپسین درنگ انتظار،
میلاد «كلمه» را نوید میداد
و لبان بیرنگ «مریم باكره» را جلا میبخشید!
قهقهه جاری در پسكوچههای ناصره و نابلس،
پژواك سرمستی كودكان تو بود،
به پیشواز «مسیح»!
اما رمز این حصار وحشی سنگها را،
آیا كسی هست – حتما باید باشد – كه بداند؟!
پس چرا ناگهان، زهدان سترون تاجران ننگ، تراوید؟!
«دروازهها» باز شد، برای عبور «آذوقههای مرگ»!
سفره بگشایید!
به هركس سهمی خواهد رسید، درخور و شایسته:
یك «بمب خوشگل و مامانی» برای تو!
به پاس هدیه تولد مسیح.
یك «جام خون» برای دروازهبان!
به پاس گشودن راه عبور.
یك «آروغ بزرگ» برای هرچه كنفرانس، شورای امنیت، سازمان ملل!
یك «ناز شست» برای عمو سام!
كه چه شرمنده میكند، هر بار در ضیافت صلح!
پس، سهم ما؟!
یك «پاكت پروپیمان»، انواع خاكساری و منتپذیری و دعا!
به پاس این همه آیین مرثیه، غوغای تعزیه فریاد انتقام!
آیا كسی از قلم افتاد؟
سری بیكلاه ماند؟
آری، وامانده «صلح»!
بازنده هماره بازار «جنگ» و «ننگ».
غزه!
دخترك معصوم!
آیا «عطای» این سفره را به «لقایش» خواهی بخشید؟
این «سفره» نیست كه:
كفتار میدرد؛
كركس لاشه میبرد،
جغد ناله و فغان سر میدهد!
و «تو»؟
احمد پورنجاتی
+
نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 23:16 توسط حجت عبدالرحمانی
|